X
تبلیغات
رایتل

بلهههههههههه بلاخره اولین قدم در  راه آموزش زیبایی برداشته و  اجرا شد . من دیشب ساعت حدود یک نیمه شب به وقت ایران ! به تنهایی  کل موهامو رنگ کردم خودم  . این خودم خیلی  مهمه . راهنمایی های  راه دور  دوست گلم  که استاد این کار هست و  مرحله به مرحله شیر فهم کردن من  و دیدن ویدیوهای  آموزشی و  خوندن مطالب  مرتبط و  مصااحبهه ای  حضوری  !! من با افراد سابقه دار  در این مورد بهم گفت که من هم میتونم . یعنی  آرایشگری  رو در  حد  تک یاخته ای  بلدم من!! حالا با همین علم تک یاخته ای خیلی وقت ها هم کارم رو ژیش بردم و  خوب هم شده ولی  خب  مقوله رنگ  و اینا دیگه زیادی داشت به جیب  مبارک فشار  می اورد  این اواخر ... و دیشب  حداقل  یک تراول پنجاهی رفت تو جیب صمیم جون ..بیچاره پسرک بیدار بود  و با تعجب به من نگاه میکرد و  ایش میکرد میگفت مامانی  اینا چیه می مالی به خودت!!؟ آقا حالا بذار  بغل این تعریف ها خرابکاری هاش رو هم بگم ...با سلام و صلوات اویلای  نامبر  تری رو قاطی  اکسیدان شیش درصد  کردیم و  هم زدیم و ضربه ای  هم زدیم و  یکی دو قطره اب  گرم ریختیم توش ( امام از تجربه دوستان!) و بعد زدیم به سرمون ..هنوز برس  سوم رو نکشیده بودم روی  مو که ژیش بند یک بار مصرف  جرررررررررتی  جر  خورد و  موهام ریخت روی شونه و  پشتم ..به به همین  تاتو و خال خالی بودن رو نصفه شبی  کم داشتیم ..دیگه دستکش به دست نمی شد کاریش کرد ..اقا  علیرغم چب کردن اطراف گوش و گردن و  اینا من نمیدونم یک لکه گنده روی  دماغم از  کجا ریخته بود؟ چمیدونستم که  موندگاریش روی  پوست هم زیاده که!! خلاصه با زور و زحمت یه  بیست تا بیست و  پنج دقیقه رنگا موندو   دیدم سرم داره خیلی زیادی  گرم میشه و  بعد هم شستم رنگ ها رو ..آی  کیف  می داد ..هی تو دلم گرفتم خانم  آرایشگر ..کجایی که مشتری پت و متت پرید!! آخه هر  چی  میگفت و از  خودش  اختراع میکرد من که سر  در  نمی آوردم .بعد از  این تحقیقات میدانی  ام!! فهمیدم چقدر کم هزینه براش  در  میاد ..رنگ ایرانی و  اکسیدان ساده و معمولی  یک  ذره درست میکرد و تمام ... خلاصه شستم رنگ ها رو و  اومدم خودمم بشورم دیدم خدای من! این رنگ ها پاک نمیشه . فکر کن تا تمیز کردن لکه رنگ  از روی  کاشی  ها اطلاعات داشتم ولی از روی  خودم نه!  ظاهرا این بخش   بقیه مثل آدم های  نرمال عمل میکردند و  این مشکل براشون پیش نیومده بود .خلاصه آقا لیف بکش ..سر  دماغه رو ..مگه رفت!!!  حالا من فردا چجوری برم سر کار ..به گزینه هایی مثل ترکیب  جوش شیرین و نمک و آب  گرم و  خوابوندن دماغم در  این محلول به مدت بیست دقیقه هم فکر کردم ولی دیدم آدمش  نیستم من!! خلاصه ما بکش  لیفه بکش!! لکه کمرنگ شد ولی روی بازو و پشت و   گردن و اینام خیلی ضایع بود . رد تارهای  مو افتاده بود  و  طرح ابر و باد شده بود!!! خلاصه  دوشم رو گرفتم و  اومدم بیرون  حالا مساله بزرگ اینجاست که امروز  وقت ابرو دارم از  ارایشگرم و  اونم منتظر  مو رنگ کردن من هست!! که کنسله امروز  مسلما  ولی  گوشام رو که میبینه  خب!!  نمیبینه رنگ ها پاشیدن اونجا ..دلش  چقدر  خنک بشه حالا که حقته ..کار  هر  کس  نیست  .. ولی  خب  جسارتا کار من بود  و  چه خوشگل هم شد ..یکدست و  عالی ..هایلایت های قبلی  کاملا پوشونده شد و رنگ موی طبیعی  خودم در اومد ..دستت مرسی  بانو میم  از راه دور  ...

 

دیروز یکی از  دوستام اومده بود اداره مون و انقدر  خندیدیم که حد نداشت ..بهم میگه برو گوشیت رو بیار  عکس مرتیکه رو ببینم چقدری  شده الان!!! ای  جونم .بهش  میگم  راستی  گوشیم رو دیدی  تاچ جدیده٬!! میگه اوه اوه چی شده راضی شدی   عوضش  کنی  ؟ میگم  کل صفحه روش  کنده شده  تهش  جدا شده  وقتی  میخوام شماره بگیرم تمام  محتویاتش رو میبینم!! اصلا لمسی شده اساسی ...دستم رو می کنم تو  حلقش  شماره رو میگیرم ..از این لمسی تر ! دوتایی  غش  می کنیم .میگه خره! بده علی یک گوشی بگیره برات خب!! اصلا به جای   قرتی بازی هات و  لباس و این چیزها خریدن برو  خودت یک گوشی  آدمیزادی  بخر . گفتم اوهوکی!! ببین فرق موضوع در  اینه که وقتی  گوشی  من اینقدر ضایع هست همه میگن آخی . خانم علی  جان چقدر  زن بسازی!! هست ..نازی ...و تو دلشون چند تا تیکه به همسری  می اندازن..وقتی  خودم شیک و خوشگل باشن  میگن به به صمیم  چقدر  خوش لباس و  زیبا هست ماشالهه!!  مرده بود از  خنده ...ولی  در  کل شیر فهمش  کردم که من به واقع از یک گوشی  فقط صدای زنگ میخوام و  توانایی  نوشتن  و ارسال متن . همین .به جان خودم بقیه اش  دیگه برام مهم نیست ..البته از هر  گونه گوشی  زیبا و شیک برای  تولدم که هفت فروردین هست و  همین الان من در  لفافه!! گفتم به همه تون و به اقای  همسر  ایضا!!  استقبال می شود .. دوست گلم مرسی که بعد از مدت ها  اومدی و زحمت کشیدیم و  دیدمت ..جانم ..دلم  تنگ شده برد براش  خیلی . ما انقدر  خاطره داریم با هم که بعد از سلام یک  لبخند گنده همیشه میاد روی  صورتمون . خاطرات کلاس  های  ارشد سال ۸۵  ساعت ۱۰ شب  تو برف و زمستون و  سرما ..شیرینی  خریدن هامون از  تاپ  موند ... پاستیل خریدن های  این دوستم و  ملچ ملچ خوردن سر کلاس!! من هم که دوست نداشتم شیر کاکائو میخوردم و بهشون میخندیدم ... حالا اون ترم دوم هست و به سلامتی از  سد کنکور رد شدیم .بهش  میگم توکی  میخوای  بزایی  پس  ؟ سنت اندازه جد بزرگ من شده!! میزنه تو سرم و  میگه کورس هام تموم شه بعدا!! قربوووووووووونت بشم  که ترای  ترای  گفتنت هم بامزه هست  اینقدر ...نکن این کارا رو با من ..از  پسرک که براش  می گفتم  و حرفاش و  کاراش  دهنش  باز مونده بود  این هوا! میگفت باورم نمیشه ... گفتم همدردیم خواهر! هم درد ....  

دیروز از ساعت ۶ خوابیدم با پسرک  تا خوووووووود  ۹ شب ..انقدر  حال داد . بعد هم بلند شدم ظرف های تمیز  ماشین رو جابجا  کردم و دوباره چیدم  توش  و  شام هم سبزی پلو با تن ماهی  درست کردم.پسرک  یک ظرف  لوبیا خورده و ساعت ۱۰ که بابایی داره شام میخوره  با یک لبخند گنده اومد  و فقط  نگاه کرد به باباش ..خنده مون گرفته بود ..همسری  میگه نگو که شام میخوای!! میگه بگو که شام میخوام!!! پدر سوخته . دو قاشق  خورد و ته ماست های   بابایی  بیچاره رو درآورد و  رضایت داد بره کنار  خرسی  بخوابه! خرسی  کیه ؟ یک قلک پلاستیکی که مهد بهش  داده .  خودش  قلک داره  و  ما یک قلک با طلق که  پول های  توش رو بتونه ببینه و  بیشتر شدنش رو حس  کنه براش  درست کرده بودیم .این خرسی رو کنار  خودش  خوابونده شب . راستی یک گام بزرگ در  تغییرات  رفتار با فرزند این بود که بلاخره به توصیه  مشاور  عمل کردیم و  تمام اسباب بازی ها و  کتاب ها و  دفترها و مدادهای رنگی  دور  از  دسترس و به ازای  ستاره های  کارهای  خوب  اجازه داره ازشون استفاده کنه ...الان به قدری  مشتاق  دیدن و  لمس  چیز هایی شده که قبلا بهشون نگاه نمیکرد که همین سه روز  شروع این برنامه کلی با موفقیت همراه بوده .پسرک خیلی  اسباب بازی هاش رو زود خراب  میکرد ..یعنی  با این که دوستشون داشت ولی مراقبت نمی کرد . بابایی  بهش گفته بود بعد از این به ازای  ستاره ها اجازه داری با یکیشون یک مدت بازی  کنی  مثلا نصف روز و بعد برگرده توی  اتاق ..واقعیتش  در اتاقش رو قفل کردیم و  شب  تو  هال میخوابه  . چون اصلا این اواخر  راضی  نمی شد روی  تخت خودش بخوابه  یا  اگر  می خوابید نصف شب  می اومد توی اتاق  ما . خلاصه الان دلش  ضعف  میکنه برای  رفتن و روی  تخت نشستن حتی! دیشب  گفت بابایی  جون میشه روی  تخت خودم بخوابم ؟ بابایی  هم بازار  گرمی  کرد  و گفت هنوز  اون اندازه ستاره نداری  که  پسر گلم ..انشالله چند روز  دیگه . الان این فسقلی فکر  میکنه چه  جایزه بزرگی  هست اجازهی  ورد به اتاق . تازه به جای  این که قبلا با هر  وسیله دو دقیقه سرگرم می شد و  می انداختش  کنار و بی توجهی  میکرد  بهش  الان کلی با تفنگش بازی  میکنه مثلا  و بعد  مرتب  میذارتش  یک گوشه که بابایی ببره برگردونه سر  جاش و  اجازه ی بازی با وسیله ی بعدی رو داشته باشه . من شب  تا وقتی بخوابه کنارش  هستم و  جالبه اصلا از  جاش  تکون نخورد و  نیومد  کنار ما ..رفتارش  اروم تر و  حساب شده تر  شده  و نق  نق  هاش  خیلی  کمتر .. کلا یکی  دو هفته بود که غر غرو شده بود  و ععل خاصی هم نداشت .  امیدواریم این  دریافت  چیزهای  عادی و  معمولی  در  قبال رفتار  مناسب  ُ موندگار باشه ...  

 

خب  کم کم  موقع خداحافظی  می رسه . دلم می خواد همتون توی  این روزهای  بهاری  فقط به  این سبزی و شادابی  فکر  کنید ..باور  کنین دنیا کن فیکون هم بشه ..یک جایی  جنگ هم بشه ..اوضاع خوب  نباشه هر  چی باشه طبیعت آروم و  مثل همیشه با وقار  به کار  خودش  ادامه میده ..حیفه از  دیدن شکوفه های صورتی و  کوچولوی  درخت های  کنار  خیابون ساده بگذریم ..حیفه زحمت های  شهرداری  با سلیقه ی  شهرمون رو ندیده بگیریم ..حیفه چشمامون رو ببندیم  روی  این  بوی  خوب درخت ..بوی  خوب  یک سال دیگه که بهمون فرصت داده شده شاهدش باشیم ..هیچ کسی  نمی دونه ایا تو همین ایام عید  ما هستیم  یا نه ؟  زندگی  به هیچ کس گارانتی نمیده همیشگی باشه ..زنده بودنمون یک فرصت طلایی هست .میدونیید من فقط یک بار  می تونم بهار  ۹۲ رو ببینم ... تحویل سال ۹۲ رو تو دلم دعا کنم ..اون لحظه برای  همیشه فیکس  میشه و  ثابت می مونه  ..چرا  خوشحال نباشم ... 

 

برای  همه ارزو  می کنم  دلشون گرم باشه به یک نفری که دوستش دارند ..به ادمی که دوستشون داره ..اگر  کسی  نیست برای  این عشق  هدیه کردن ..به ادم های  دیگه لبخند بزنن ..بری  خودشون هدیه بخرند ... با موفقیت تو هر  تصمیم کوچیک برای  خودتون یک گل بخرید ..یک روسری ..یک هدیه مورد علاقه .. اصلا یک سنگ  خوشگل از  کنار  خیابون بردارید بشوریدش و بذارید تو جعبه زیبای کفش مثلا ..بعد  که بازش  می کنید از  این تعداد  زیادموفقیت و سنگینی  جعبه تو مدت کم شگفت زده می شید ... 

برای  همه ارزو می کنم از  جاهایی که گمان ندارند بهشون خیر و برکت و  ثروت  برسه ..ثروت فقط  پول و طلا نیست  ..عمیق باورش  دارم ..انشالله برای  همه تون سالی باشه که شروعش با دعای  خیر برای بقیه باشه ..با یک تصمیم کوچولو  مثلا امروز به تعداد انگشت های  یک دست  لبخند بزرگ بزنم ... میشه ..روز  اول سال حتما فرصتش  پیش  میاد ... 

برای  همه تون ارزو  می کنم منبع نور  و قدرت و  مهربانی  سراسر  کائنات   شما رو در  اغوش  محافظش بگیره ..شما رو با  امنیت  تمام نشدنی  خودش  احاطه کنه .. مراقب  فرشته هاتون باشید ... تنها ماموریتشون مراقب از شما و  خوشحال  کردن شماست .. 

برای  همه ارزو می کنم قبل از  سیزده فرصت  یک کار  خیر  براتون پیش بیاد ... کمک به مادر  خسته از یک سال کار  کردن ..دعوت کردن   خونواده و  دور  هم جمع کردنشون ... غذا دادن به یک پرنده ی  شاداب و  کوچیک ... راه دادن به یک ماشین که عجله داره .بوق  نزدن برای  ماشین های  پشت  چراغ ...دلداری  دادن به یک نفر  یا هر کاری که از نظر شما باعث  خیر و برکت برای  یک موجود زنده میشه ... 

برای   همه تون ارزو می کنم خورشید سال ۹۲ با گرمی  تمام روی  زندگی هاتون بتابه ...خورشید سلامتی و  برکت و فراوونی ..خورشید رابطه های  گرم و  ادم های  نازنین و دوست داشتنی ..براتون ارزو می کنم  اگر  از کسی  دلگیر  هستید بهش یک تلفن بکنید و  معمولی و ساده احوالش رو بپرسید و بگید فکر کردم بهت زنگ بزنم  و حالت رو بپرسم ... براش  ارزوهای  خوب   کنید حتی اگر  امکان تماس باهاش رو ندارید ... ارزو می کنم  دغدغه هاتون  کمتر و کمتر و  فرصت های  زندگی  کردنتون بیشتر و بیشتر باشه ... ارزو می کنم بتونید یک تعطیلات عالی رو با کسانی که دوستشون دارید بگذرونید و  اگر  خدایی  ناکرده کسی  و عزیزی  از  کنار شما رفته ارزو می کنم  بهترین های  ممکن برای  اون و برای  شما اتفاق بیفته و  دست خدا همراه همیشگی  عزیر  مسافرتون باشه ...  

برای  همه تون خونه های  بزرگ و  پنجره های پر  نور و  دل های  اروم و  متوکل به خدا ارزو می کنم .. آرزو می کنم  وام و  ها و قبض ها و سر رسیدها و  چک هاتون اون قدر راحت و ساده و  مثل اب روون  پاس بشه و  پرداخت بشه که با تعجب  بگید  خدایا از  کجا ؟ داری  چکار  میکنی با من امسال ؟ و اون لبخند بزرگ رضایتتون رو همه ببینند ... 

برای  همه تون ارزو می کنم یخچال هایی لبریز از  نعمت و سلامتی و  غذاهایی که با عشق درست شده اند ...کمدهایی  پر از   لباس هایی که اندازه تون هست و برای  خریدن هر  کدوم کلی  خوشحال شدید و در  مهمونی های  گرم قراره بپوشید .. خونه هایی  سرشار  از  حس زندگی و  تمیزی و  رضایت و  گرمی ...کیف های پر  از  عیدی های  سورپرایزی و  زیاد و  با برکت ...و لب هایی که مدام  امسال تکرار می کنند : من روز به روز  خوشبخت تر و خوشحال تر  هستم امسال ... 

 

بهار  مبارک و ایام به کام . 

تا سال جدید . 

  

حافظ  گشوده ام و چه زیباست فال تو ... 

حتما قشنگ می شود  امسال  حال تو ... 

با آن زبان فاخر و ایرانی  اصیل  

فرخنده باد روز و شب و  ماه و سال تو ... 

 

 

ارادتمند : صمیم  

 

به کامنت ها بعد از  ۱۷ ام جواب  میدم ...وقتی برگشتم ...

نظرات (59)
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 ساعت 12:29
س خانمی من عاشق وبای دونفر و متاهلم اگه دوست داشتی بمنم سر بزن و همدیگرو لینک کنیم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 26 فروردین 1392 ساعت 08:35
ممنون از دعاهای خوبت.انشاالله برای شماهم سال خوبی باشه
امتیاز: 0 0
یکشنبه 25 فروردین 1392 ساعت 21:14
رمز من اگه اومدین9222
فقط این نظرو تاییید نکنید لطفا چون رمزه
یکشنبه 25 فروردین 1392 ساعت 21:13
پس حسابی بهتون خوش گذشته
خیلی با انرژی بودین خوشم میاد
اونجا فامیل داشتین؟
پاسخ:
بله . فامیل های همسری
شنبه 24 فروردین 1392 ساعت 14:08
من واقعا دارم نگرانت میشم، بیا یه خبری از خودت به ما بده صمیم جان
امتیاز: 0 0
جمعه 23 فروردین 1392 ساعت 14:39
کوجایی صمیم؟؟؟
امتیاز: 0 0
جمعه 23 فروردین 1392 ساعت 13:51
سلام مو قشنگ! عیدت مبارک باشه. خیلی هم کار خوبی میکنی. این ارایشگرها همش ادمو میتیغن. من ÷ارسال کلاس خودارایی و ابرو رفتم و از این دو نظر دیگه خودکفا شدم. امسال هم میخوام کوپ و سشوار رو برم. خیلی خوبه ادم خودش بتونه کارای خودش رو انجام بده
امتیاز: 0 0
جمعه 23 فروردین 1392 ساعت 11:28
سلام صمیم جان خوبی
سال نو مبارک
کجایی نیستی نگانت هستیم
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 22 فروردین 1392 ساعت 07:19
صمیم جون کجایی پس؟
امیدوارم هر جا هستی لحظه لحظه ات پر باشه از شادی.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 21 فروردین 1392 ساعت 14:37
کجایی پس ؟
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 20 فروردین 1392 ساعت 11:29
سلام صمیم جون خوبی؟ سال نو مبارک ... بیا بنویس دلمون تنگ شده واست.... واست چند سری هم نظر دادم. ادرس وبمو واست نوشتم خوشحال میشم سر بزنی البته جدیداتاسیسه من با افتخار لینکت کردم
سه‌شنبه 20 فروردین 1392 ساعت 08:02
سلام
سال نو مبارک
ایشالا که خوش گذشته
عزیزم یه سوال:
از ملودی اتفاقهای روزانه احتمالن خبر نداری؟
پاسخ:
ملودی خوبه ...
دوشنبه 19 فروردین 1392 ساعت 15:15
سلام عزیزم عاشق نوشتناتم و عاشق اینکه روشی که انتخاب کردی برای خودت قدر خودتو دونستن خیلی روشتو دوست دارم از روش خاصی استفاده میکنه منظور کتاب و ایناس یا عملکرد خودته
پاسخ:
نتیجه ی موسفید کردن های خودمه عزیزم ....
دوشنبه 19 فروردین 1392 ساعت 14:10
سلام صمیم جان
کجایی؟ نیستی!!سال نوت مبارک
انشااله امسال پرشورترو شادتر از قبل باشی
انشاتو درمورد تعطیلات عیدرا چگونه گذراندید فراموش کردی بنویسیا!!
بازم بنویس و بهمون انرژی بده(یه انرژیی تو نوشته هات هس که ادمو به خودش جذب میکنه)
بیا منتظرتیم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 19 فروردین 1392 ساعت 12:13
salam
sal no shoma ham samim khanom mobark
migam shoma az melodi veblagh etefaghhaye rozane khabar nadarid man kheyli ishon ro dost daram va negaraneshonam
mamnon
دوشنبه 19 فروردین 1392 ساعت 10:36
فردا امتحان زبان شناسی دارم ...صفحه به صفحه به یادتم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوشنبه 19 فروردین 1392 ساعت 09:36
سلام صمیم جون . عیدت مبارک امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و پر از انرژی های خوب داشته باشی. من چند وقته خواننده خاموش وبلاگت هستم و اولین باره واست کامنت میذارم .
امتیاز: 0 0
شنبه 17 فروردین 1392 ساعت 15:32
عاچقتم صمیم در کل.
این دومین کامنت منه همیشه فقط می خوندم الان اومدم دیدم هیچ کس کامنت نزاشته گفتم بزار اولین نفر باشم
امتیاز: 0 0
شنبه 17 فروردین 1392 ساعت 11:27
سال نوت مبارک صمیمممممم
امتیاز: 0 0
شنبه 17 فروردین 1392 ساعت 09:58
وای صمیم کلی روز اخر سال با خوندن پست ات شاد شدم ... کارت درسته بانو
برای جای رنگ ، والا من هنوز موهامو رنگ نکردم اما تو آرایشگاه دیدم که ته سیگار ( فیتیله اشو نمیگم، اون قسمتی که دود میکنه و میریزن تو زیر سیگاری هااا) با پنبه خیس میزدن به جای رنگ و میرفت.
سالت قشنگ و بهاری ... روزگارت سبز و پر از آوای خوش پرنده ها
امتیاز: 0 0
جمعه 16 فروردین 1392 ساعت 16:07
سلام صمیم بانو. خوبی عزیزکم؟ بهارت مبارک. من نمیدونم چرا لپتاپمو خر گاز میگیره گاهی نمیتونم برات کامنت بذارم. فکر کنم یکی دو بار تا حالا برات کامنت گذاشتم. یه سوال دارم. من در برنامه 10 ساله ام (چقد کوتاه واقعا!!!) هست که بچه دار بشم. سنم زیاد نیست و فعلا موقعیت بچه داشتن ندارم. فقط میخوام بدونم که شما چه کتابهایی احیانا میخونی و با چه مشاورانی مشورت میکنی و کلا چه کارهایی میکنی واسه تربیت فرزندت؟ اگه زحمتی نیست برام بگی ممنون میشم. کاملا مشخصه که مادر فهیمی هستی و به تربیت دلبندت اهمیت میدی و وقت میذاری. بهت تبریگ میگم. :)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والله من کار خاصی نمی کنم ..مطلب میخونم ... البته کتاب کلیدهای رفتار با کودک چهار ساله ..(از یک سال داره تا ۵ سال) ..خیلی خیلی کمک میکنه وضعیت بچه رو درک کنم و به طبیعی بودن رفتارهاش و برخورد مناسب باهاش پی ببرم ...کتاب که زیاده و من در طی وبلاگ معرفی کردم ..
در گوشت یه چیزی بگم ؟ من هنوز خیلی بیشتر از خودم انتظار دارم در تربیت بچه ام و درک استعدادهاش ...خیلی بیشتر ...
جمعه 16 فروردین 1392 ساعت 15:46
سال نو مبارک باشه :)
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 14 فروردین 1392 ساعت 23:55
به حول و قوه الهی وبلاگ قبلی و اندکی از وبلاگ فعلی رو شخم زدم
چهارشنبه 14 فروردین 1392 ساعت 02:07
سلام دوست خوبم سال نو رو بهتون تبریک میگم
از خدای مهربان بهترینها رو براتون ارزو میکنم ببوس این فرشته کوچولو رو من همیشه میخونمت نزدیک به سه سال میشه اما کم پیش میومد که نظر بدم عزیزم شاد باشید همچون بهار
سه‌شنبه 13 فروردین 1392 ساعت 19:16
صمیم جان سفر قندهار رفتی؟
1سر بزن به اینجا ثواب داره
امتیاز: 0 0
دوشنبه 12 فروردین 1392 ساعت 14:19
سال نومبارک
سالی سرشار از تمام خوبیها وخوشبختی برات آرزو دارم
امتیاز: 0 0
شنبه 10 فروردین 1392 ساعت 17:49
چن روز طول کشید این مطلبو نوشتی؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
شنبه 10 فروردین 1392 ساعت 10:53
سلام
سال نوتون مبارک باشه
امیدوارم سفر خوبی داشته باشید
شاد و بی خطر
حالا موهاتون رو چه رنگی کردید؟
جمعه 9 فروردین 1392 ساعت 16:01
صمیم مهربون سلام. سال نوت مبارک. من همیشه مطلب های تو رو به صورت پیگیر میخونم. از زمان تولد پسر گلت با وبلاگت آشنا شدم و از اون موقع مرتب میخونم وبلاگتو. پر از حس مثبت مینویسی و نوشته هات ارزش خوندن رو داره. راستش من از سال 85 وبلاگ دارم البته معمولن وقت نمیکنم بیشتر از ماهی یکبار مطلب بذارم. اما به هر حال مینویسم. راستش وبلاگ من خیلی بازدید نداره. یعنی من با کسی تبادل لینک نکردم زیاد. دوست ندارم با هر کسی تبادل لینک کنم. کسایی که پیشنهاد تبادل لینک دادن بهم وقتی به وبلاگشون سر زدم دلمو زده نوشته هاشون. همه پوچ و تو خالی و سر دستی و جو گیرانه. دوست داشتم با یه کسی که نوشته هاش رو دوست دارم تبادل لینک کنم. البته این حق رو هم به تو میدم که اگر وبلاگمو بخونی تو هم همون حس رو به بلاگ من داشته باشی و دلت نخاد با من تبادل کنی. و این هیچ تصویر مهربون صمیم رو در ذهن من خدشه دار نمیکنه. وبلاگم رو بخون و فقط و فقط اگر دلت خواست افتخار بده به من و لینکم کن. تو رو که از همون روز اول که نوشته هاتو خوندم توی لینک هام گذاشتم. پس کافیه شما در صورت تمایل به من افتخار بدی. دوستدار تو: الهام.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 8 فروردین 1392 ساعت 10:18
وای که رنگ کردن مو به تنهایی چه کار سختیه....
ایشالله سال خوبی داشته باشی عزیزم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 فروردین 1392 ساعت 17:12
صمیم عزیزم بدون شک دنیا با وجود نازنینی چون تو زیبا تر شده.
تولدت مبارک . خیلی خیلی خوبه که تو هستی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 فروردین 1392 ساعت 02:54
سلامی به گرمی آفتاب بهاری؛
سال نو با یه هفته تاخیر مبارک! سالی پر از سلامتی، موفقیت،شادی ، به همراه پــــــــــستـــه، بادام(همه نوع!)، آجیل، شکلات و... برای شما و عزیزان تون آرزو دارم!
الان کشف کردم امروز تولدتونه! مبارکه! می شه بصورته یواشکی بفرمایید چند ساله شدین؟!!! نمی شه؟ خب نگو، چرا عصبانی می شی؟!!
هدیه ی من: آرزوی سلامتی و شادی و موفقیت برای شما!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 فروردین 1392 ساعت 02:43
سلامی به گرمی آفتاب بهاری؛
سال نو با یه هفته تاخیر مبارک! سالی پر از سلامتی، موفقیت،شادی ، به همراه پــــــــــستـــه، بادام(همه نوع!)، تخمه(همه نوع!)، آجیل، شکلات و... برای شما و عزیزان تون آرزو دارم!
الان کشف کردم که امروز تولدتونه! مبارکه! می شه بصورته یواشکی بفرمایید الان چند ساله شدین؟!! نمی شه؟ خب نگو، چرا می زنی؟!!
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 فروردین 1392 ساعت 00:45
سال نو مبارک وپر برکت برای شما وخانواده محترم.تولدت مبارک امیدوارم 120 ساله بشی
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 فروردین 1392 ساعت 22:59
عیدت مبارک صمیم عزیزم سفر هم بهت خوش بگذره منتظریم برگردی و از سفرت برامون تعریف کنی.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 6 فروردین 1392 ساعت 13:11
سال نو مبارک صمیم عزیزم!
و آمین بخاطر دعاهای قشنگت.
شنبه 3 فروردین 1392 ساعت 17:50
دوست خوبم سال نو مبارک .
امیدوارم سال جدید برات بهترین سال زندگیت باشه .
میبوسمت عزیزم
امتیاز: 0 0
جمعه 2 فروردین 1392 ساعت 15:50
سلام صمیم جان.سال نو مبارک.فکر میکنم خاکستر سیگار واسه ی پاک کردن لکه های رنگ روی پوست موثر باشه.البته خودم هیچوقت امتحان نکردم ولی زن داییم آرایشگره دیدم پنبه رو میزنه توی خاکستر سیگار میماله به پوست.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 اسفند 1391 ساعت 19:35
سلام صمیم عزیزدلم...همه این آرزوهای زیبات امشب بدحور دل منو شاد کرد خدا دلت رو همیشه از در غیب شاد کنه...نمیدنی از اینکه از خونوادم دور هستم و هیچ کس نیست که حتی یه جا آدم عیددیدنی بره چقدر ناراحتم کرده بود...اما خوندن این دو پست زیبات مثل همه پستهات البته روحم رو لبریز کرد از همه خوبی و شادی ها..
سال نوت مبارک عزیزم...
خونه دلت گرم و صمیمی و شاد باد...
چهارشنبه 30 اسفند 1391 ساعت 11:29
لطفا مرا هم لینک کنید.سپاس.
چهارشنبه 30 اسفند 1391 ساعت 00:48
صمیم جون سال نو مبارک... همچنین برای تو و خانوادت همه آرزوهای خوب... سفر خوش
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 اسفند 1391 ساعت 00:37
بهار که می آید خنده نفوذ میکند توی مشت های اخم آلودِ زندگی /توی بغض های بی دلیل خصوصی ات / بهار که می آید ب جای تمام غصه های پشت سرت بوی امیدواری میپیچد بوی آغازی زیبا .... سالی زیبا و سبز برایتان ارزو دارم [گل]
سه‌شنبه 29 اسفند 1391 ساعت 17:00
سلام صمیم عزیز.امیدوارم سال خوب و خوش داشته باشین و کنار علی آقا و یونای عزیز لحظه های خوبی داشته باشین و حسابی بهتون خوش بگذره.دوست دارم.بووووووس
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 29 اسفند 1391 ساعت 12:28
سلام صمیم جون میشه یه اطلاعات کلی و اساسی در مورد رنگ کردن مو بهم بدی چون منم میخوام خودم موهامو رنگ کنمباید کلیم از مسافرتت واسمون بگی دوستت دارم
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 29 اسفند 1391 ساعت 08:48
صمیم جان من خودم آرایشگرم (البته واسه خودم و خانواده کار می کنم)، واسه اینکه رنگ روی پوستت نمونه باید از قبل پوستت رو با وازلین یا کرم چرب، چربش کنی، اینطوری حتی اگه رنگی شد راحت پاک میشه، بعد من که موهای مامان یا خودم رو رنگ می کنم یه پنبه دستمه، علاوه بر اینکه پوست رو چرب کردم جلو آینه سریع لکه ها رو پاک می کنم
آرایشگری هم کار سختی نیست فقط دل می خواد که اگه خراب شد بتونی راحت با قضیه برخورد کنی و خودتو نبازی
تو اولین قدمهاش رو برداشتی
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 29 اسفند 1391 ساعت 00:30
دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم .


نوروز مبارک
سه‌شنبه 29 اسفند 1391 ساعت 00:15
برات بهترین ارزو ها رو دارم.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 22:16
دلم برات تنگ شده از الان...هرجا هستی خوش باشی...عید مبارک...سال خوبی رو برات آرزو میکنم در کنار همه عزیزانت.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 20:11
ishala sale fogholadei dar entezaret bashe
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 16:28
سلام
صمیم جان پیام تبریکت پر از انرژی و بوی بهار بوددددددد
سال نو مبارک
بهتریت آرزوهارو برات دارم

خواننده خاموش 2ساله تو
نازنین
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 12:33
صمیم جان رنگ موی جدید و ایضا سیو کردن اون تراول 50تومانی مبارک.
راستش اگه اینجا هم مثل ف ی س بوق شیر داشت من همه اون بخش پایینی پستت رو شیر می کردم توی وبلاگم.
من همه همه اون چیزی رو که با مهربانی برای همه آرزو کردی برات آرزو میکنم دوست من
سالی سرشار از بهترینها رو داشته باشی
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 12:13
برای صمیم عزیز که محال بود بیام وبلاگش و لبخند از خوندن پستش به لبم نیاد، آرزوی یه سال خیلی خیلی خوب، خیلی بهتر از تصوراتش میکنم
مرسی صمیم جان بابت این همه انرژی که با خوندن پستهات میگیرم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 12:07
عزیزدلم مرسی ازاین همه ارزوهای خوب انشالاتوهم سال خوبی داشته باشی وپرازهمون ارزوهای خوبی که خودت گفتی.سال نومبارک فرشته مهربونم.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 11:39
رنگ موهات مبارک باشه خانوم مهربون ...
ممنون از آرزوهای قشنگت .. من هم برای شما و خانواده ی عزیزت آرزوی بهترین ها و زیباترین ها رو در سال جدید دارم ..
ممنون از امید ها و آرزوهات .. از مهربونبت یه دنیا ممنونم.. همیشه دلم رو گرم میکنی :* :* :*
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 11:37
صمیم عیدت مبارک هزار بار.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 11:04
خدایا واقعاً از تو ممنونیم به خاطر هرآنچه که داده ای به خاطر تک تک نعمتها و توانایی ها و رحمت هایی که به شماره نمی آیند از تو ممنونم مهربان به خاطر همه چیز مخصوصا اینکه با صمیم مهربون آشنام کردی صمیم ازت ممنونم با تمام وجود به خاطر این دعا و شکر گزاری سپاس. ازش برات سلامتی و خیر و رحمت و برکت می خوام برای همه کنار خانوادت انشاءا.. سلامت و پر گرمی باشید و سال خیر و رحمت باشه سال جدید .
دوست دارم
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 11:02
وای صمیمکم ! قبلش باید به پیشونی و روی گوشهات وازلین می زدی که چرب بشه و لک رنگ سریع پاک بشه . البته به مو نباید بخوره ها ! چه تجربه بامزه ای ! آفرین . مبارک باشه عزیزدلم . راستی اگه موهای خوشگلت بلند هستن باید از دو تا پیشبند استفاده کنی . هم جلوی بدن رو بپوشونه و هم پشت بدن رو . قربونت برم با این لم ها ! قبلن ها وقتی می خواستن درصد آمونیاکی که تو رنگ هست خنثی بشه چند قطره آب می ریختن اما الان دیگه نه ! اونم با اکسیدان شش درصد . به به چه ملوس شدی حتما ... خب بریم سر جدی جات و اینا ! برات آرزوی سال خوب و خوشی همراه با یه عالمه رضایت از خودت و رسیدن به آرزوهای قشنگ و خونه تمیز و دل آرام و همسر مهربان و همراه و پسرک نازنین و حرف گوش و مامان و بابای سالم و خواهر و برادر لب خندون و ..... تازه همیشه هم جیب پرپول آرزو می کنم . راستی آدرس بده هفتم گوشی بفرستم !!!! آخ جون ! ستاد شناسایی و دوست شدن با صمیم و اینا ! صمیمکم از هر چیز گذشته واقعا دوستت دارم و همیشه آرزوم اینه که شاد باشی و سلامت و با دل خوش و اطرافیانت هم همین طور باشن ... پس اینجور که معلومه پست جدید نداریم فعلا نه ؟ خب این غمگینم کرد ... اما آرزو می کنم هر جا هستی و هر جا می ری بهترین لحظات رو داشته باشی عزیزکم ... بوس مجازی نداریم ؟ داریم ؟ نیست دیگه ! تو و یونای دوست داشتنی رو می بوسم و بقیه که نامحرمن ! پس سلام برسون و بخند ... بذار صدای خنده هات تا آسمون هفتم برسه و خدا خوشحال تر بشه از بنده نازنینی مثل تو که الحق رسم امانت داری رو خوب بلدی جانکم ...
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 10:13
واقعا سرشار از انرژی مثبت هستی. خوش به حال خانوادت. خوش به حال خودت امیدوارم سال جدید سالی همراه با تغییرات مثبت باشه برات عزیزم. من واقعا خوشحالم که وبلاگ شما رو پیدا کردم. مرصی به خاطر این همه حس خوبی که به آدم میدی
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 اسفند 1391 ساعت 09:39
اوللللللللللللللل!!!
حالا برم بخونم!!!!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد