یکی از خواب های ثابت (حداقل) سالی یک بار زندگی من خواب کفش خریدن است.همیشه هم یا یک لنگه اش نبود یا نمی شد پرو کنم یا وسط خرید از خواب بیدار می شدم.این مساله لعنتی تا همین سال های اخیر اذیتم میکرد.خواب دیدن را نمی گویم ها! کفش خریدن را میگویم. خب اگر تو دختری هستی که سایز پاست 37 و از این سوسول سایز هاست! امید هیچ درک و معرفتی از این نوشته از تو ندارم و اگر از این آقا سایز پا 40-39 هستی که دیگر بدتر...روی هر چی پا را سفید کرده ای. خب مساله از اینجا برایم مطرح شد در زندگی که وقتی من راهنمایی بودم کفش های مادرم به راحتی با کمی سفت بستن بندهایش پایم می شد. آنقدر برایم جالب بود که وا! چقدر مامان پاهاش کوچولو مونده و هیچ آدمی توی گوشم نگفت خره! پای تو انگار قد قایقه بادبانی هست!! یادم هست عکسی دارم از خودم و خواهرم که از من 4 سال بزرگتر است.هر دوتا با کفش های سفید پاشنه تق تقی!!یک سایز ایستاده ایم و وقتی کمی دقت میکنی میبینی نصف پای من توی هوا دا رد برای خودش بشکن میزند و از کفش بیرون است!و آن وقت پاهای استخوانی و ریقوی او دارد لق لق میزند توی کفش! چیزی که هیچ وقت مادرم را بابت کوتاهی اش نمیتوانم ندامت نکنم این است که خانه بچگی های ما زیر زمین بزرگی داشت که کف آن موزاییک بود و من با پای برهنه چند ساعت روی زمین خط بازی میکردم و لی لی میرفتم و بعدها فهمیدم وقتی قالبی دور پا نباشد پا می شود اندازه خرطوم فیل!! خلاصه این کفش خریدن ها تا سن دبیرستان باز هم اوکی بود.بدبختی وقتی شروع شد که من عادت کردم به کفش ورزشی پوشیدن و گل را به سبزه هم اراسته کردم یعنی پاهایم از طول خیلی کوتاه بود! حالا از عرض هم شروع کرد به رشد..لامصب هر چه زور میزدم توی کفش کوچک جاشان بدهم باز روی پایم قلمبه می شد یعنی اینطور بگویم پای من سه بعدی رشد کرد هم طول و هم عرض و این آخری های دبیرستان دیگر ارتفاع هم به آن اضافه شد!! بگذار توضیح بدهم: ببین روی پاهایم صاف نیست بلکه برجستگی زیبا و موزونی!!! دارد که جان میدهد برای تست کردن کفش نقره ای پاشنه شیشه ای سایز 36.5!!!!خلاصه تا کفشی که تازه خریده بودم به قالب پای من در بیاید و اندازه شود یا کنارش جر خورده بود و یا از بس جلویش را به در و دیوار و لبه پله کوبیده بودم که کله پایم جا بشود داخلش کلا نصف کفش آویزان شده بود عین هواپیمایی که به دیواره ای میخورد و از وسط دو تکه می شود. خوب یادم هست یک کفاشی اول خیابان راهنمایی بود و پیرمردی کپل و کمی بد عنق هم فروشنده اش.ان سال ها یعنی مثلا 16 سال پیش برای من دوازده هزار تومان پول چکمه خیلی بود!!( آره؟ شما اون موقع با این پول می رفتید با برو بچ ساندیس میخوردین!؟ بابا مایه دار!) من یادم هست با آن چکمه یک کفش دیگر هم خریدم چون تک سایز بود و هیچ کس احتمالا اندازه پایش آن قدری نبود .یک جفت کفش مخمل جیر مشکی پاشنه یکسره 7 سانتی! حالا فکر کن خود من با قد بلند و هیکل عظیم الجثه ان سال هایم(این رو تو دماغی بخون : آخه میدونی الان 42 کیلو شدم!!!!) روی 7 سانت ارتفاع راه بروم چه شود! خواهرم تا دید گفت خاک بر سرت که شده ای قد داربست کنار خیابان!! ولی من عشقی بود که با آن کفش های زنانه زیبا میکردم. اتفاقا آنقدر پوشیدمشان که جیرش کلا رفت و مادرم کرد داخل کیسه و داد به نمکی! فکر کنم نمکی حتی حاضر نشد یک بسته کوچک نمک هم بدهد به جایش!! خلاصه همین طور که بزرگتر و عاقل تر می شدم بیشتر متوجه بودم که پاای طاووس خانوم!! را کجا نشان بدهم و مجا پنهان کنم. و بعد کم کم که سر و کله خواستگارها پیدا شد کابوس های من هم شروع شد : داماد پسری جوان و کت و شلواری شیک و مادرش هم از آن حاچ خانم های انگشتر پرتقالی(قد پرتقال) به دست ..حالا مثلا رسیده ایم به خرید عروس .باز به خدا هول سایز لباس عروس از کفش کمتر بود برایم.یادم هست در تصورم مینشستم روی صندلی و داماد با شوق و علاقه نگاهم می کرد و مادرش میگفت اقا یک جفت کفش زیبای شیک سفید برای عروسم بیاورید الهی قربان قد و بالایش بشوم!!! بعد مردک فروشنده میگفت چه شماره ای و آن گاه چشم ها برا ی اولین بار روی پاهای من میخکوب می شد ...ها؟ چه سایزی ؟ ..نداریم حاچ خانوم و خنده دو تا مشتری دیگر!! و نگاه کج کج مادر داماد و لبخند ماسیده روی لب خود داماد بدبخت بد شانس!! یا مثلا در سکانسی دیگر میدیدم دارم راه میروم یک هو یایم می لغزد و مچ پایم می تابد و من می افتم زمین و دانشجویی شیک و زیبا و قد بلند و احتمالا رشته پزشکی!!! می دود طرفم و میپرسد خانوم چیزی شد؟ و با دیدن کفش های میرزا نوروز من و پاهای سه بعدی-فضایی ام که روی زمین دراز به دراز بغل هم خوابانده ام راهش را میگرفت و می رفت.از این دست خواب ها کم نبودند. بدبختی من به معنی واقعی وقتی شروع شد که خواهرم ازدواج کرد...شوهرش شماره پایش چند بود؟ 39 و خیلی که زور می زد می شد 40 .. حالا همراه همیشگی من برای خردی کفش که بود؟ همین خواهر پا 38 ام و شوهرش هم که همیشه چسبیده بود به او..اولین عیدی که او دامادمان شد آنقدر تلاش کردم بپیچانمش و برای خرید با خواهرم همراهی نکند من را که دیگر همه شک کردند میخواهم چه غلطی بکنم که او سر خر است!!؟ !! خلاصه آمد و من با بی و لوچه آویزان راه افتادم. چند تا کفش را نشانم داد و با مهربانی گفت خیلی زیباست دوست دارم امتحان کنم؟ به پهلوی خواهرم کوباندم که شوهرت واقعا کور است یا دارد من را مسخره می کند؟ آر این مدل اصلا شستم هم تویش جا می شود که میگوید (با دهان کج و لجی بخوانید) : خیلی زیباست..امتحان کن..خلاصه بیست تا کفاشی که رفتیم و من روی هر کفشی یک ایراد گذاشتم به بهانه اینکه تا من اینجا نشسته ام آنها بروند دو تا مغازه بالاتر را هم ببینند داماد شوت را از سر باز کرده و به سرعت جلوی چشمان گشاد فروشنده چند جفت کفش پرو کردم و آخر از همه یک جفت را داخل پلاستیک سیاه گفتم بگذارد و آمدم بیرون....به خواهرم چشمکی زدم و گفتم فعلا برای بیرون شهر و مسافرت!! یک جفت کفش راحت و گل و گشاد خریدم بعدا سر فرصت می آییم خرید.انگار مثلا ملت توی مسافرت سایز پای شان سه شماره گنده تر می شود!!!
در خانه ما پای مادرم از همه کوچک تر است 37 و یا 38 میخورد به او. بعد خواهرم که او هم خانه پرش دیگر 39 است.بعد برادر کوچکم و بعد من و نوبت بعدی پدر است و بعد برادر صد و خورده ای کیلویی ام که همه چیزش از لباس زیر و رو و حتی جورابش هم!! سفارشی باید بخرد ولی خب او هر چه باشد مرد است و در میهمانی و عروسی ها توقع کفش باریک و زیبا و ساق نیم بندی از او ندارند دیگر!
وقتی با علی آشنا شدم اول به پاهایش نگاه کردم ..خب خدا را شکر از آن سایزهای آبرو بر نبود و معمولی بود .وقتی برای خواستگاری آمدند دیدم به به خد ابدهد شانس! پای مادر شوهر هم کمی از پای من ندارد و وقتی خواهرش را دیدم کلا دنیا را به من دادند! با هیکل ظریف و متوسط پاهایش از من هم گنده تر بود!!! دراز بود البته و شست پایش کلا نیم متر جلوتر همیشه راه میرفت و این پو ن بسیار مثبتی برایم بود. بعد تر ها به علی گفتم خانواده شما هم که همه قایقی هستند!! منظورم پا قایقی بود که نگرفت و من به روی خودم نیاوردم. برادرها و پدر علی خوشبختانه همه پا گنده هستند ومن هر شب بعد از ازدواج سر نماز دعای شکر میکردم و می گفتم من و این همه خوشبختی محاله ..محاله ..محاله...
خلاصه تا قبل از آمدن جاری پا سی و ششی همه چیز بر وفق مراد بود ولی کم کم خانواده علی فهمیدند که انگار می شود پای عروس کمی هم کوچک تر و نیم بند انگتی تر!! باشد .خلاصه به مدد سلطنتی که برای خودم راه انداخته بودم هیچ کس روی این مسالهه زوم نکرد وبه خیر گذشت فقط یادم هست اوایل ازدواجمان من دمپایی های برادر شوهرم را پایم میکردم و از این که می دیدم کفشی هم در دنیا! هست که نصفش بزرگتر از پای من باشد آفتاب مهتاب میزدم از خوش بختی. خردی عروسی من هم این طور بود که برای کفش از ساعت 6 عصر راه افتادیم و یکربع به یک شب که یک مغازه داشت کرکره اش را می کشید پایین را نشانه گرفتیم و من برای کفش عروسی ام صندل نیم سانت کف خریدم و عین سند باد هنوز توی عکسهایم هست که انگشت هایم را روی هم انداخته ام و عین خیالم نیست...واقعا برایم مهم بود پایم آن شب راحت باشد و خدا را شکر راحت تر از آن کفش 8 هزار تومانی!! پیدا نمی شد.
حالا نه دیگر پاهایم را از کسی پنهان میکنم و نه برای خریدن کفش با خجالت و پشت قوزکرده میروم توی کفش فروشی و با صدای خفه میپرسم آقا فلان سایز دارید؟ من الان خودم را دوست دارم. میدانم این پاها آنقدر با من در راه های سخت زندگی آمده اند که ناسپاسی است اگر دوستشان نداشته باشم.میدانم انگشت هایم آنقدر با ناملایملات زندگی برخورد کرده اند که تنگی کفش دیگر برایشان مهم نیست و مهم تر از همه این که همسرم هیچ وقت چشمش دنبال پاهای کوچک و لاغر نیست!!!!!(انشالله البته!) و من را با همین پاها دوست دارد .
پ.ن.
سایز پای من :
ورزشی : ۳۹ است عادی ۴۰ است. پاشنه دار ۴۱ هم ممکن است برسدبسته به قالبش دارد. خدا لعنت کند این مدل های امروزی را که شماره 46 هم درست کنند باز نصف پا عربی می رقصد توی هوا !
من یه حایی رو بلدم خدایی سایز 49رو هم داره
6 effective ways to quickly earn easy money you can download this hyperlink in PDF format: http://oop.googlenoomon.info/?p=32406
I work for every single of the above mentioned methods and earn much more than $ 35,000 monthly.
من دوست دخترم پاهاش خییلی بزرگه فکر کنم ۴۲باشه خخخه
سلام.خوبید شما؟یه جوان 30ساله هستم چندین سال قصد دارم ازدواج کنم ولی بخاطر مشکلات مالی نمی توانم ازدواج کنم اگر امکانش هست به من کمک مالی کنید تا ازدواج کنم ممنون.شماره تماس 09033052928.
شماره عابربانک ملی(6037997213792667 )قربانی هستم.متشکرم.الله وکیلی اگر ناچار نبودم این پیام نمیدادم.
سلام به همه خانمهای گل که پاهای بزرگ و پهنی دارن
من ۳۴ سالمه و قدم و هیکل درشتی هم دارم قدم ۱۸۷ سانت و ۱۱۴ کیلو وزن!!!!
البته قبول دارم که کمی اضافه وزن دارم. سایز پام مطابق با استاندارد اروپا ۴۳/۵ هستش. البته اینو توی ترکیه فهمیدم که کفشهای بزرگ پا زنونه دارن
اوایلش منم از اینکه کفش مناسب پیدا نمی کنم ناراحت بودم و خیلی حرص می خوردم. اما از وقتی که ازدواج کردم خیلی بهش فکر نمی کنم چون شوهرم از بزرگ پا بودن من خوشش میاد و خیلی پاهای منو دوست داره.
من که پسرم سایز پام 40 هست میرم کفش یا کتونی بخرم میگن نداریم باید 41 ببری چون سایز پات دخترونس الان نزدیک مغازمون چندتا هستن که کفش و کتونی دارن میگن پاهات از دخترا کوچیکتره چجوریه شماها ناراحتید اینجا که فک کنم همه جور سایزی دارن
یه نظر من پاهای بین 39 تا 41 واسه خانوما قشنگترینه
سلام بچه ها من قدم ۱۶۲ وزنم ۶۲
سایز پاهام ۳۸ خوبه ولی ولیییییی اندازه انگشت شست پام نسبت ب بقیه انگشتا نامتناسبه یکم درازه خجالت میکشم بدون جوراب باشم
واقعا چرا فکر میکنید پاهای39.40 بزرگه برا خانم ها؟ به نظرم اکثر خانم ها سایز پاهاشون همینه تازه تو اروپا که خیلی بیشتره حتی شما تو حراجیهای کفش همیشه سایزهای 39 و 40 زودتر فروخته شدن و سایز کوچیک ها مونده رو دسته فروشنده ها...واقعا 39 40 یه سایز نرماله
سلام

من عباسم. 16 سالمه و قدم 2 متر و 6 سانته
هنوز در حال رشدم
سایز کفشم 52 هست
پیدا کردن کفش تو این سایز خیلی خیلی سخته
دوستام هم همیشه مسخرم میکنن
میگن کفشات مثل قایقه
ولی من عاشق قد و هیکلم هستم
به خصوص که وقتی راه میرم زمین میلرزه
سلام به همه دوستان مخصوصا اونایی که مثل خودم پاهای بزرگ و پنجههای پهن دارن! من خودم یک خانم بزرگ پا هستم و سایز پاهام 42 هستش. منم اولش از اینکه پاهای به این بزرگی دارم ناراحت بودم و ازشون متنفر بودم. حالا برای خریدن کفش چقدر مصیبت می کشیدم و چقدر می گشتم بماند. این ادامه داشت تا اینکه ازدواج کردم و به خاطر پاهام خجالت می کشیدم چون توی فامیل مسخره ام می کردن و بهم می گفتن پاگنده... ولی برخلاف انتظارم من شوهرم پاهای بزرگم رو خیلی دوست داره و از اینکه یک خانم پا بزرگ با سایز 42 نصیبش شده خیلی خوشحاله.
خوب مگه چی میشه که پاهامون بزرگن .......
سلام، خوش بحالتون که میدونید سایز پاتون بزرگه، من کفش چهل میپوشم برام تنگه، چهل و یک میپوشم راه رفتنی از پام در میاد ولی در عین حال انگشت بغل شصت و تا حدودی شصت رو میزنه
با اینکه انگشت بغل شصتم از شصت کوچکتره، خدایی تو کار پاهام موندم،گاهی قبل از خرید کفش نذر میکنم که اگه پیدا بشه ال میکنم بل میکنم
من قدم 167 وزنم 47 پام شماره 39 هست خیلی ناراحتم و همین عذابم میده انگشت شصتم پهنه و ایم خیلی ماراحتم میکنه پام اصلا قشنگ نیست
خوب شد یکی یه سوال پرسید همه صحبت کردید دلتون باز شد
منتظر وقت بودیدا

سلام من 23 سالم هست ، توی زندگیم همیشه دیگران ازم تعریف کردن راستش تعریف از خود نیست ولی صورت خیلی زیبایی دارم و همچنین اندام خوب ولی متاسفانه پاهام سایز 41 هست ،، ناشکر نبودم تا وقتی که با پسری اشنا شدم و بعد هم قرار ازدواج گذاشتیم ، خیلی دوسم داره طوری که از وقتی باهاشم زندگیم خیلی زیبا شده ،ولی یه روز که باهاش تلفنی صحبت کردم متوجه شدم که اون عاشق پاهای ظریف و کوچیک خانم هاست ، چیزی که من ندارم خیلی ناراحتم اون هنوز منو بیحجاب ندیده نگرانم که بعد از ازدواج خیلی بدش بیاد از دیدنش ،فکرم خیلی درگیر این موضوع هست ، اخه چرا .......
سلام عزیزم!! من چی بگم که سایز پام 44 هه!تریپ فقط شلوارلی،کتونی ایرمکس با کوله پشتی!!
عاقا منم سایز پا40هست.16سالمه و قدم165،وزنمم60...
خیلی از پاهام خجالت میکشم و از همه پنهونشون میکنم...اخه انگشت بغل شصت پام یک سانت و نیم از شستم دراز تره....گریههههههه....خیلی خجالت میکشم و واسه این موضوع هیچوقت کفش جلوباز،حتی مجلسی جلو باز نپوشیدم.همیشه دنبال جلو بستم.اگه انگشتم کوتاه تر بود خیلی پام خوشگل میشد....یعنی پام انقد زشت و درازه؟!؟!ای خدااااا افسردگی گرفتم.جلو دوستام همیشه با جوراب راه میرم ای خدااااا گریههههه
خودت رو دوست داشته باش ..همه جوره با هر مدلی که هستی ..اونجوری هیچ کس حتی انگشت کناری شستت رو هم نمیبینه .
ماشاالله به غول های مملکت من سنم ۱۴ سایز پام ۴۵ پام از پای بابام بزرگتره قدم ۱۷۳و وزنم ۵۷ یه غولیم البته کفش ۴۲میپوشم همیشه هم پامو میزنه فقط کفشای ادیداس ۴۲ اندازه ی پامن.
سلام بچه ها من سایز پا هام 42هستش البته خیلی هم ده تن مدل پاهای مر دونه هست تو شهر خودمون که برام کفش پیدا نمیشه فقط طبی هست که اونم زیاد جالب نیست من هرسال می رم تهران کوچه باغ سپهسالار مغازه کفش شیما می رم اونجا هر مدل کفش بزرگ پا بخواهی تاسایز44داره مجلسی اسپورت تابستونی پاشنه بلند من که هروقت می رم اونجا دوتا دوتا میخرم تا سال بعد برام بس میشه
سلام بچه ها من سایز پا هام 42هستش البته خیلی هم ده تن مدل پاهای مر دونه هست تو شهر خودمون که برام کفش پیدا نمیشه فقط طبی هست که اونم زیاد جالب نیست من هرسال می رم تهران کوچه باغ سپهسالار مغازه کفش شیما می رم اونجا هر مدل کفش بزرگ پا بخواهی تاسایز44داره مجلسی اسپورت تابستونی پاشنه بلند من که هروقت می رم اونجا دوتا دوتا میخرم تا سال بعد برام بس میشه
سلام
تو باغ سپهسالار (الان شده خیابون صف و سنگفرش شده)چندتا مغازه خوب هست که کفش بزرگ پا دارن.گالری شاهین،گالری نازپا،کفش عروس و چندتا دیگه هستن که کفش سایز 41 به بالا دارن.من سایز کفشم 41 و سخت کفش مجلسی خوب و شیک پیدا میکنم.وای اینج تا سایز 42 و 43 هم پیدا میشه مدلاشم خوبه.
ممنون از راهنمایی
سلام
یکی از فامیلای ما سایز پاهاش 43!!!هستش و از سایز پای شوهرش بزرگتره!!!بعضی وقتها که دعواشون میشه شوهرش رو به شدت کتک میزنه و زیر پاهای بزرگ و گوشت الودش له میکنه!البته شوهرش خیلی دوستش داره و اتفاقا خیلی هم به خانمش وابسته س,ولی خانم همیشه دنبال بهونه س تا اون بدبخت رو کتک بزنه.
من 13 سالمه و اندازه پام 42.البته ناگفته نمانه که قدم هم 173 ووزنم هم68.
خواهشا بزرگ پاها بگند که از کجاکفش میخرند
صمیم جون پات چند سانته؟از پاشنه تا نوک شست؟
منم همین سایزم البته 246 میلیمتره پام
سلام من یک زن قدبلند و درشت هیکلم.187سانت قد و 94کیلو وزن(البته الان زیاد مطمئن نیستم شاید 4-3کیلویی بالاتر رفته باشه!)خواستم بگم که منم از اون خانمهای بزرگ پا هستم آخه سایز پاهام 43 هستش.پیدا کردن کفش برام شده عین مصیبت عظما!!!مثل استخراج طلا از معدن می مونه.بیچاره شوهرم که باید همه جای تهران رو به خاطر پاهای من بگرده تا کفش مناسب منو پیدا کنه.البته اینم بگم که خودشم از بزرگ پا بودن من خوشش میاد و پاهامو خیلی دوست داره!
ولی چیزی که منو خیلی اذیت میکنه نگاه های بعضی از آقایون هستش که خیلی آزاردهنده است.هر وقت که میخوام برم خرید واقعا عزا میگیرم.بعضی ها اینقدر بد نگاه می کنن و حیزی می کنن که آدم از هرچی خرید و بیرون اومدن پشیمون میشه!یعنی پاهای ما خانمها اینقدر زیبا هستش و این همه جذابیت داره که خودمون نمیدونستیم؟؟؟؟
صمیمه لوسه بیمزه همشهریه خنک من..... من جند وقتیه وبلاگت و میخونم..... خدا نکشتت با این نوشته های لوس و بیمزت که مسخره ترین و پیش پا افتاده ترین موضوعات و به جوری مینویسی که ادم با خودش روده بر میشه
... دیدی گاهی اوقات یکی یه غذای معمولی رو طوری میخوره که آب از لب و لوچه همه راه میفته... نوشته های تو هم همین حکایت و داره....تا اینجا که وبت و خوندم خیلی از نگاهت به جرئیات زندگی خوشم اومده اما با دیدن این پستت دیگه نتونستم کامنت نذاشته رد شم....موضوع انشاء: کفش.... خوب دخترجان سایز پای منم دقیقا همینه... اما تا حالا ذره ای حتی بهش فکرم نکردم چه برسه بتونم اینهمه در موردش بنویسم یا کابوس ببینم...فقط دروغ نباشه تا قبل از این وقتی میرفتم برا خرید کفش مشکوک بودم به اینکه یه جای کار یه کوچولو میلنگه و انتخاب کفش رو به کمی(به کوچولو نه زیاد ها!!!!!) برام سخت میکنه....همین!!!!
امیدوارم تا آخری که پستات و میخونم همینطور خوب و خوش نوشته باشی و نوشته هات پر از بوی صداقت و خوشبختی و عشق باشن
منم11سالمه پام 40 هست
ماشالله ...
خدا نگهشون داره برات ..سلامت و قوی .
من عاشق پای خانم ها هستم به نظر من زیبا ترین پاها 40-41 هستن واسه دخترا به شرطی که لاغر باشه با انگشتای کشیده و ناخن های بلند و لاک زده ...
وااااااااااااا سرکارمون گذاشتی؟اعتماد به نفس تو که خیلی خوب وبد چی شد یه دفعه؟
خداییش خیلی هم زیاد نیس صمیم جون
خواهرشوهربازی نباشه اما سایز پای عروس بزرگه ما هم 40 !از شانسش پای داداشه ما هم 40 ه فک کن
سایز پای من ۴۰ من ۲۱ سالمه اما پای من از پای تو بزرگتره چون ورزشی هم ۳۹ برام تنگه اما مشکلی ندارم
خوش به حالتون من قدم ۱۶۰ و شماره پام ۳۸
من تازه به جمع خوانندگانت وارد شدم امیدوارم جدید ها رو هم تحویل بگیرید.
چند تا دلیل برای پیگیری وبلاگت دارم
1 مشهدی هستی و من دوران دانشجوییم مشهد بودم و الان دلتنگ اون روزا هستم
2 مثل من برادرت رو از دست دادی و داغ برادر رو برادر مرده میداند
3 فوق العاده شیوا و قشنگ می نویسی
راستی من بلاگ ندارم
یعنی دارم اما انگلیسی مینویسم
اگه دوست داری همین جا جواب بده آدرس بهت بدم دوستم
چه جالب برای وبلاگت دوست دارم بخونم.
ممنونم از لطفی که داری.
خدا رحمت کنه برادرت رو .
ooooooooooh baba bikhiyal, fekr kardam alan size paat 42 ya 43 hast!!!
man nesf dokhtar hay atrafam 40 hastan!!!
kheili kheili kheiliiiiiiiiiiiiiiiii sakht migerefti!!!
شاد باشی عزیز!
سلام.۲ تا مطلب
۱- راجع به فیلتر کردن برخی سایتها حرف بزنید لطفا/گاها حتی سایتای مفید در باره همسریابی.خدایی چطور میشه همسر یافت؟بریم تو خیابون بپرسیم اقا ببخشید شماقصد ازدواج دارید؟طریق سنتی هم که خیلی برای نسل ما جالب نیس
۲- ازین حرف بزنیم که{ گاه ممکن صاحب یک وبلاگ واقعا مرده باشه ُ اما مانمیدونیم وهمچنان منتظر نوشته هاشیم/مثل برفین عزیز.دقت کردین ممکنه بمیریم اما هیچ کس ندونه/چقدر مجازیه اینجا/توهمه
چی؟ اتفاقی برای برفین افتاده؟
منظورت منتظر نوشته هاش بودن هست یا خدایی نکرده...؟
در ضمن , منم مثل خودتون 80 کیلو هستم :((
چه لاغر!!!
من ۸۰ نیستم...
هیییییییییییییییییییی
سلام
خوب یه سئوال من بپرسم ؟
یکی مثل من تپل بود و مثلاً شلوار به وفور اندازش نبود و از این میترسه که وای خاک به سرم موقع خواستگار و عروسی و اینا چیکار کنم !
چیکار باید بکنه ؟
در ضمن شماره پات هم بزرگ نیست عزیزم .
این جواب مارو بده قربونت :((
فدات شم شلوار سایز بزرگ که الان زیاده.بعدشم جزو خرید ابرو بری عروسی نیست و به هر خیاطی هم که بدی برات شیک و خوشگل میدوزه
در مورد پام بیشتر شوخی بود تا گلایه...
سلام صمیم گلم...فقط می خواستم بگم مثل همیشه قشنگ و عالی نوشته بودی...و اینکه خییییییلی دوستت دارم
سلام صمیم جان من تازه با وبلاگت آشنا شدم فوق العاده مینویسی باور میکنی که امروز همه آرشیو وبلاگتو خوندم؟
صمیم جون درکت میکنم شدید.
این پای منم به مدد کفشهای کتونی ۴ سایز بزرگتر که مادر عزیزتر از جانم واسم میخرید ، چون بچه در حال رشد ه یه چیزی در حد همون سایز پای شما ، بلکه یه نیم شماره بالاتر ه. کفش عروسیم رو هم همون کفش عقدم و پوشیدم که تنهایی رفتم و خریدم و همسرم هم کلی تلفنی راهنماییم کرد که از کجا بخرم. یادمه نگین های مسی داشت که اوردم خونه و لاک سفید زدم روشون. از همه بهتر وقتی ه که واسم روفرشی سوغاتی میارند! تا حالا یه 4 باری رو یادم میاد! همش و نگه میدارم وقتی مامانم اینا میان خونمون خواهرم و مادر پا سیندرلایی بپوشن. چی کار کنم دیگه. دو سال پیش زمستون رفتیم تهران و من از سپه سالار یه جفت کفش خریدم که کلی اندازه پامه و مجلسی ه و راحته و هنوز که هنوزه دارم می پوشمش. از ذوقم!
خلاصه که سرت و درد نیارم قصه این پای من خیلی طولانیه.
من از سپه سالار کیف خریدم ولی تو نخ سایز کفش هاش نبودم.واجب شد یه سر بزنم وقتی اومدم تهران.
سلام
خیلی ادم وصواصی هستی حالا کی این روزها به پا نگاه میکنند
سعی کن ادم خاکی باشی تا دوست بیشتری داشته باشی (بدرود)
چشم!!!!!
صمیم عزیز سلام!
مدت زیادیه که همراهتم...با شادیهات خندیدم و با غم هات صادقانه گریستم...تولد یونا شگفت زدم کرد و عشقت به همسرت شادم!
اما چه کنم که شدیدا تنبلم اما امروز....بعد از مدت ها خواستم بگم که خدا خیلی دوست داره.....چرا که گل خنده رو روی لب خیلی از بنده هاش مینشونی....
دست حق پناهت دلت همیشه گرم عشق!
عجب غمنامه ای بود ......گفتی کفش و کردی کبابم ...... من که از لجم دیگه الان نمی دونم سایز چنده پام !!!!!!!
عجب غمنامه ای بود ......گفتی کفش و کردی کبابم ...... من که از لجم دیگه الان نمی دونم سایز چنده پام !!!!!!!
پای گنده ، هیکل گنده ، خانواده گنده؛ چه شود ؟!
جالب بود/ ولی پایی با سایز ۴۰ برای خانوم بلند قد که طوری نیست/ من که تا حالا اینجوری عذاب وجدان نگرفته بودم
فدات شم من هم عذاب ندارم الان...
چاشنیش زیاد بود ظاهرا.
منم 41 هستم. خوشوقتم. شوهرم 45!!!!
بزن قدش.
سلام.تیترو که دیدم کنجکاو شدم مطلبتو بخونم.۴۰-۴۱ که باز عادیه.من یه دوس داشتم که اول دبیرستان سایز پاش ۴۳ بود!اونم به زحمت! :)
تو که دستت به نوشتن اشناست
دلت از جنس دل خسته ماست
دل دریا را نوشتی
همه دنیا را نوشتی
دل ما را بنویس!
یک ماه پیش بر حسب اتفاق با نوشته هات آشنا شدم و عحیب همزاد پنداری ام گل کرد و در نهایت وقتی چند روز کاری ام را به خواندن وبلاگت اختصاص دادم، تنها حرفی که باقی ماند همین چند خط شعر بود.
با من باش!!!!!
ممنونم عزیزم از شعر محبوب من...
سلام صمیم خانوم .یکی از بیوند هاتون مدتی سالها در حسرت داشتن خانه بود ! یادتونه که؟!!۸ ماهی میشه که برفین جون دیگه نمینویسه .!!! شما نمیدونید چرا ؟؟؟؟وبلاگش هست اما نوشته هاش نیست.ازش خبری ندارین ؟؟؟؟؟
من از برفین عزیز خبر ندارم..واقعا دوست دارم دوباره بنویسه.
عزیزم اون پست 5 بهمن رو خودنده بودم
میخواستم علت فوت برادرت رو بخونم
داشتم اون پست ارشیوت که مسواکت افتاده بود تو سفره رو می خوندم چیزی در مورد علت فوتش ننوشتی؟ خدا به مادرت صبر بده واقع خیلی سخته داغ اولاد
شرمنده که دقیق نیمتونم تاریخ رو یادم بیاد. ولی سرچ کن به نظرم میشه . همون حدودای بهمن هر سال حتما دارم یه چیزایی.
صمیم جون منم با خوندن اینا فکر کردم حالا چه پایی داری؟
منم با اجازتون پا گنده ام و همین مشکلات و و البته نگرانیارو داشتم .
منم همین 39 بودم و بعضی کفشایی که جلشون باریک بود 40
اما بعد زایمانم با اجازتون شدم 41....تازه بعضی کفشا اندازم میشه و راحته
خیلی سخته یه کفش شیک و راحت پیدا کنم و وقتی کفشم میبینم که آخرای عمرشه اعصابم میریزه به هم که کی و کجا و چطزوری یه کفش خوب پیدا کنم ....مخصوصا حالا که خیلیم وقت دارم!!!!!!
ببینم صمیم جون آخرای حاملگیت وزنت خیلی زیاد شده بود؟الان چی خیلی کم کردی یا نه؟رپیمی چیزیم میگیری؟
میدونی من وقتی لاغر بودم شماره پام هم انگاری کمتر بود چون کفشای باریکترو پاشنه بلند راحت اندازه می شد
خالم میگه لاغر بشی گوشت پا میریزه و کوچیکتر میشه.
دقیقا خالت درست میگه.
من هم وقتی ۲۰ کیلو کم کردم اون روزگاران!! سایز ژام همچین نیم- یک کم شده بود و بیشتر اون گوشت موشت ها ش ریخته بود و باریک تر!!! شده بود.
یعنی عاشق این جو دادنت صمیم عزیز دیوانه ام!
سلام
خانم اجازه هست!
می تونیم با تاخیر تبریکات خدمتتون تقدیم کنیم؟!
ممنون از بزرگواریتون.
تبریک مناسبت 7 سالگی و چقد قشنگ نوشته بودی.
در مورد این پست هم:
خواستم بدونی بنده هم در جوارتون هستم.
بوس.
بوس.
من هم سایز پام 39-40 نمک زدی به زخمم ، یه روزایی می رفتیم کفشی می پسندیدیم و همچی که سایز رو می فرمودیم می گفتن نداریم . علت: سایز پای 40 بیش از 38و... میان آدمیان اناس وفوریت داره . اینو بعد از یک انقلاب وقتی واسه پسر 8 ساله ام دنبال کفش می گشتیم ، از فروشنده دریافتیم. پس بی خیال آبجی ظلم بالسویه عدل است.
مث همیشه بیادتم و دوستت دارم
وااااااااااای سایز پای من ۴۰ هست. کلا لاغر و قد بلدم. یعنی خیلی ضایع است سایز ۴۰؟!! وااااااای کلی استرس گرفتم. حالا چی کار کنم؟؟!! پا رو که نمیشه کوچیک کرد. نکنه واسه همینه تا حالا شوهری پیدا نکردم. واااای یه غصه به غصه هام اضافه شد.
خیلی قشنگ می نویسی خوش به حالت
یه سوال امیدوام ناراحت نشی
تو کدوم ارشیوت میتونم در مورد فوت برادرت بخونم دوست دارم با نوشته هات اشک بریزم
۵ بهمن ها رو سرچ کن.
سلام وب قشنگی داری به من هم سر بزن مثل تو یه پسر کوچولوی اما ۴ ساله دارم
سلام صمیم خانوم خوبین ؟ رفتم یه سر وبلاگ رزیمیتون خیلی وقته اب نکردید!!!!!!! شما که اینقد خوب رزیم گرفتن رو بلدید ایا یه رزیم خاص سرلغ ندارید که باهاش بشه سکم رو اب کرد؟؟؟؟؟
سلام بابا جان من ۲۶ سالمه قدم ۱۷۶ و شماره پام هم ۴۲ که در کفشهای رسمی به ۴۴ هم می رسد است تمام این بلاهایی که گفتی فجیع ترش سر من هم اومده ! خب البته گویا من کمی از شما وزنم کمتره ! و راه حلی که پیدا کردم این که یک کفاشی بزرگ پا در خیابان سپهسالار تهران پیدا کردم که همیشه از اون خرید می کنم اما خب کقشهای راحتی که به پای من بخوره این روز ها داره زیاد تر می شه ! تازه یادم رفت که پای من هم مثل تو مشکل خیلی اساسی تره داره به نام رویه ! در واقع همان استخوان روی پا که از شانس بد من خیلی برجسته است ! اما با تمام این مشکلات هیچ وقت پا برهنه نموندم ننه !
من اونجوری ها هم مشکلی ندارم ها!!!
خوب پای منم ۴۰ هست.. اینکه ناراحتی نداره همچین گفتی فکر کردم شماره پات ۴۶ هست
سلام. خوب سایز پای من۴۴ هست ولی هیچ مشکلی ندارم.
شاید کفش فروشیهای شهرتون اره...
بابا جان ۳۹ و ۴۰ و ۴۱ که سایزی نیست!! گفتم حداقل ۴۲ و ۴۳ رو داری!!! منم ۳۹و ۴۰ می پوشم!
صمیم تپلی پا قشنگ
مرسی که می نویسی کلی نوشته هاتو میدوستم
سلام خیلی قشنگ و خنده دار بود من اتفاقی موقع ورود به وب وبتونو دیدم راستی مگه قدتون چقده که کفش براش گیر نمیاد؟فک کنم باید بالای ۱۸۵ باشین
به منم سر بزن اگه با تبادل لینک موافقی
بای
صمیم خدا خفه ات نکنه اینقدر سر کار خندیم که تابلو شدم... اینقدر هی گفتی پای گنده که گفتم شماره پات چند هست حالا... شماره پای من هم 40 ولی تا حالا اینجوری فکر نکرده بودم در موردش.... خودت رو اذیت می کنی ها
سلام دوست خوبم
ساده زیبا و بی ریا می نویسی که صداقت بارزترین حسن قلمتونه بهت تبریک میگم
لذت زندگی پس از 2سال مجددا با مطلبی در مورد شیوه صحیح تحریک جنسی همسر به روز شد
چکیده ای از مطلب:
فرقی نمی کند که همسرتان چقدر دوستتان داشته باشد و بخواهد ارضائتان کند؛ تحریکات و شور جنسی او به هیچ وجه شبیه به شما نیست. به همین دلیل غیرمنطقی است ..............
احتمالاً زندگی جنسی شما دچار یکنواختی شده است. حتی مهیج ترین فرد در رابطه جنسی ............
همانند گنجشک آمیزش نکنید و همسر خود را آماده و راضی سازید . سعی کنید در اولین مرحله ............
منتظر حضور گرمت هستم
سلاااام
خوبی؟
بابااااا همچین گفتی من فکر کردم چه قدره! مال منم همین حدوداست اما عمرا تا قبل از این متن شما بهش فکرم نکرده بودم!
راستی چند وقتی هست که با اجازه لینکت کردم واقعا نوشته های صمیمیت دوست دارم!!:-*
28063
سلام صممیم عزیز
تازه اومدم وداستانت رونخوندم میخونم برات میگم داستانت نمره اش چنده!
من عاشق داستانهای جورباجور شما هستم.
بدرود
سلام صمیم جان...خوشحالم که 2 باره مینویسی
یه خواهش ازت دارم گلم..ممکنه توی خیابونای نزدیک حرم یکی -2 تا کتابفروشی بهم معرفی کنی که کتابای دانشگاهی داشته باشن..اسم کتابفروشی و آدرس دقیق لطف کن..
خیلی ممنون میشم ازت...
برام جوابشو خصوصی بذار تو وبم...مرسی
آدرس وبت اشتباه بود عزیزم.
نزدیک حرم که نمیدونم و فکر نکنم باشه ولی همون اطراف ( فلکه سراب) اول سعدی یه پاساژ هست مخصوص کتاب های دانشگاهی به اسم پاساژ مهتاب
نمیدونم دقیقا چه رشته ای رو میخواهی ولی از دبستان بگیر تا کنکورهای ارشد و اینا همه چیز حتی نمونه سوال سنجش رو هم دارن.
به وبلاگ من هم سربزن اگه تمایل به تبادل لینک داشتی خبر بده
من بیچاره چیبگم که بابام سایز پاش 38 بود مامانم 36 و من 35 دراومدم؟ هیچوقت کفشی که دوست دارم اندازهی پام نیست و هیچوقت نمیگم از این مدل 35 دارین یا نه، باید بگم آقا 35 چه مدلی دارین!
ولی 40 که خیلی بزرگ نیست؟ حدالقل من که زیاد دیدهام! مخصوصا که میگین قدتون هم بلنده
سلام خانومی خوشحالم که برگشتی
همچین نوشتی که فکر کردم پاهات الان 42-43 است بابا این که عالیه آخه منم همینطورم
از خوندن مطالبت لذت می برم سعی کن زود به زود بیای
همچینی سخت گرفتی فکر کردم سلیز پات 50 یا 60
سایز پای منم همینه.....
وای صمیم چه اشکالی داره.. این حرفا چیه اصلا. اولا تو اگه سایزت ۴۰ هست اگه کفش استاندارد خارجی بخری یه سایز کوچیکتره.یعنی باید ۳۹ بخری. تازه من همیشه کلی به حال شماها غبطه میخورم. اخه خیلی وقتا دیدم کفش زنونه سایز ۳۹-۴۰ رو تخفیف های خفن زدن. مثلا فابی کفش ۵۰۰ تومنیش رو زده سایز ۳۹-۴۰ رو زده ۵۰ تومن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! فک کن............... اونجاست که ارزو میکنم منم قایقی بودم....
البته قایقش با اون تایتانیکی که اینجا نوشتم نیست ها!!!!
قربون دهنت..من ناراضی نیستم فقط اینجا شوخی میکنم با شماها...
فدای عسلی پا سیندرلایی خودم بشم.
منم ۳۹ / ۴۰ هستم ولی تا حالا مصیبت نداشتم
این روز ا بیشتر کفش ها تو این سایزن
قربونت بشم سارا جان
تو دیگه چرا؟ من طنز رو چاشنیش کردم و الان همه دارن بهم سرسلامتی میدن!
اینجوری ها هم نیست دیگه فدات.
بووووووووووووس
سلام واااااااااااا شماره منم ۳۹ هست تازه من بیشتر از ۱۰ سال کوچکترم از شما
سلام
اینطوری که توضیح دادی فکر کردم شماره ی پات ۴۵ - ۴۶ باشه
!!
پات که خیلی هم بزرگ نیست!!
وااااااااای خیلی باحال تعریف میکنی.
از جمله های آخرت خیلی خوشم اومد.
سرت سلامت خواهررررر
صمیم عاشقتم .
خیلییییییییییی خوشحالم که مینویسی.
میگن بهتره آدم زیاد از خودش تعریف نکنه.هم جلب مشتری میشه احیانا هم حسود زیاده.
همیشه خوشبخت باشید.
صمیم جونم!!! خیلی خندیدمممم... و خیلی دوست داشتم... ولی یه موضوع با مزه کشف کردم... تو پاهات کاملا استاندارده... ولی در عین حال تمام احساسات منو نوشتی... می دونی من پام چنده!؟!؟؟! 44!!! آره عزیزم درست نوشتم... دختر.. پای 44... و هیچگونه ربطی به کارهایی که کردم نداره... خدا خواسته! همیشه از همه همسنهام بزرگتر بوده سایز پاهام... و من یک تجربه دیگه دارم که تو نداری... من توی مغازه می رم نمی گم آقا اینو سایز 44شو دارین یا نه؟ می گم آقا بزرگترین سایزتون چنده؟!؟! بعد تا همین چند سال پیش که سایتهای آمریکایی کفش فروشی رو پیدا کردم فکر می کردم خدا فقط پای منو انقدری آفریده!!! و تازه! انتخاب مدل هم کاملا یک موضوع لوکسه.... اگه زشت ترین مدل رو هم اندازه پام پیدا کنم می خرمشون!!!! اینطوری خلاصه خانوم جان! شما کفش خواستی منو خبرم کن برات هر مدلی خواستی بخرم بفرستم!!!!
الهیییییییییییییییییی
قربونت بشم.آره منم شنیدم امریکا بخصوص پاگنده ها هستن!!
بوووووووووووووووس
سرمون سلامت مادر..سایز کوچیک میخواهیم چکار!
حالا مشگل من برعکس.من میرم میگم اقا کفش سایز ۳۶-۳۷ فلان مدل.به نگاه به هیکلم میکنه و یه نگاه به پام.بعد میگه خانوم مطمیینی؟
و من در عجبم مگه یه ادم چاق نمیتونه با پای سایز کوچیک را بره؟خو شاید پاهام بیچاره ها دارن زحمت زیادی میکشن؟
باز برو خدارو شکر کن که شماره پات مثل من 50 نیست.
همچین نوشته ای که ادم فکر می کنه چه خبره؟....خیلی با حال می نویسی ولی پات اینقدرا هم که گفتی بزرگ نیست هاااا .منم اون عشق پابرهنه دویدن رو داشتم .خدا رو شکر پای من 38 نهایت 39 اس ولی قد وهیکل هم در بیشتر مواقع تو سایز پا دخیله
خصوصی - خصوصی
راستی صمیم یادمه تو یکی از نوشته هات نوشته بودی که اصلیت مامانت شهمیرزدایه اگه اشتباه نکنم .....
خواستم بگم اگه اینطوره پس حتما به شهرمون باید اومده باشی و یه طورایی همشهری هستیم
صمیم جون هر چی هم دیر بیای و کم بنویسی از قشنگی نوشتنت ذره ای کم نمی شه ......
خندیدم در حد تیم ملی
فدای تو بشم
خدا رو شکر یکی همدرد منم پیدا شد!!!! پس یعنی امیدوار باشم
هیچی فقط خواستم بگم ۳۶- ۳۷ هستم نامردی اگه فک کنی می خوام پز بدم :دی
خدا رو شکر که می نویسی....
سلام. با هر روز اومدنت خوشحالمون می کنی.
سلام اول تبریک به خاطر سالروز تولد عشقتون
دوم هم تسلیت به خاطر سایز پاتون ( خنده )
شوخی کردم
سایز پای شما که معمولیه راستش من که سایز پام ۳۶ و ۳۷ خجالت می کشیدم که همیشه کوچیکترین سایز اندازه پام بود ولی خب الان دیگه عادت کردم
سایز پای مامان و بابای من یکیه یعنی هر دو ۳۹ ۴۰ می پوشن
بقیه رو خودت برو
با این توصیفات فکر کردم پات کم کم ۴۲-۴۴
بابا خوب منم ۳۸ تازه به من میگن پات کوچیکه
این عذاب و بدبختی رو بنده با سایز پهلو و ب ا س ن دارم که با خجالت ازم میپرسن باید بگم ۴۲( نمیگم ۴۲میگم ۴۰-۴۲ که شاید خدا مدد کرد همون ۴۰ اندازم شد)
سلام. یه جوری گفتی فکرکردم 42 به بالایی. منم پام همین اندازه است ولی اینجوری بهش فکر نکردم تا حالا.
وای صمیممممممممم...همچین نوشته بودی پات بزرگه که فکر کردم چنده...مال منم 39 خب...اصلا هم حس نمی کنم بزرگه.
بابا همچین سخت گرفتی که من فکر کردم شماره پات 45 هست
منم شماره پام ۴۰. مصیبتی میکشیم تا کفش بخریم