X
تبلیغات
رایتل

 

تا شنبه نیستم . متاسفانه یکی از  اقوام نزدیک همسرم فوت کردند ..ناگهانی ...باید امروز بریم شمال ..وقت هایی که برای آخر هفته و  این چند روز  تعطیلی  میخواستم بدم به تعویق می افته ..عذر میخوام ازتون که دیر شد  . نوشتم که نگران نشید یا فکر نکنید  حواسم به ایمیل ها نیست  ... 

پیشاپیش  عیدتون رو تبریگ میگم .

نظرات (26)
چهارشنبه 30 بهمن 1392 ساعت 20:12
سلام
تو وب شما ادم حس عجیبی میگیره

مرسی بابت پستای زیباتون
به منم سر بزنین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
محبت شماست مریم جان
شنبه 9 آذر 1392 ساعت 12:31
زنده باشید
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 29 آبان 1392 ساعت 18:50
صمممییییییییییییییییییم ! عزیزی به خدا
امتیاز: 0 0
دوشنبه 27 آبان 1392 ساعت 08:43
خیلی وقته که میخونمت...
امتیاز: 0 0
یکشنبه 26 آبان 1392 ساعت 01:35
salam web khoshmeli darin be ma ham sar bezanid
جمعه 24 آبان 1392 ساعت 18:46
از خدا دیگر هیچ نمیخواهم دیگر هیچ ارزویی ندارم

رویایم را میخواستم که به او رسیدم

.دنیارا میخواستم که به او رسیدم

.رویای من همان دنیای من است

و تویی که همان دنیای منی.....

همیشه میترسیم تورو از دست بدم

همیشه میترسیدم رهام کنی

من و تنها بذاری

اما....تو انقدر خوبی که به عشق و دوست داشتنت وفاداری

که حتی یک لحظه ام فکر نبودنت و نمیکنم

همین من و خوشحال میکنه

همین من و به عشق همیشه داشتنت امیدوار میکنه



مثل همیشه و بیشتر از همیشه دوستت دارم
سه‌شنبه 7 آبان 1392 ساعت 08:35
صمیم جور دیگر باید دید چترها را باید بست در این هوای بارانی مشهد زیر باران باید رفت
صمیم اشکمو درآوردی دختر چند وقته خیلی سخت گرفتم به زندگی واسم دعا کن
امتیاز: 0 0
دوشنبه 6 آبان 1392 ساعت 12:49
زندگی آبتنی کردن در حوضچه اکنون است...ان شالله همیشه سایه همسرت بالای سرت باشه و با هم شاهد بزرگ شدن پسرتون باشید
پاسخ:
انشالله و برای شما هم
دوشنبه 6 آبان 1392 ساعت 08:54
تسلیت میگم عزیزم انشالله همیشه به شادی قدم بزارید
پاسخ:
ممنون از لطفت عزیزم
یکشنبه 5 آبان 1392 ساعت 10:15
سلام صمیم جون
تسلیت میگم
یه سوال: پستی بود که در مورد جدا کردن یونا از شیر نوشته بودی اون پست هم تو قسمت تربیت کودک هست یانه؟
مرسی بشی اگه بگی کدوم ماه؟البته فک کنم خرداد بود که از شیرگرفتیش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درسته به نظرم مرداد بود باید چک کنم ( یکی از خرداد تیر مرداد ) سال 90
یکشنبه 5 آبان 1392 ساعت 08:10
تسلیت میگم
امتیاز: 0 0
شنبه 4 آبان 1392 ساعت 17:33
کجایی خانوم؟ غیبتت طولانی شد، ما رو که هروز می خونیمت نگران کردی...ایشالا که خوب باشین همگی
امتیاز: 0 0
شنبه 4 آبان 1392 ساعت 10:00
چه غیبت طولانی ای!
2تا شنبه اومد و نیومدی
ایشالا دلیل غیبتهات خوش باشه
شنبه 4 آبان 1392 ساعت 09:00
سلام عزیزم. انشالا که خوبی . خیلی وقته نیستی نگرانت شدم. زودتر بیا بوس بوس
امتیاز: 0 0
جمعه 3 آبان 1392 ساعت 19:29
یک هفته از شنبه ای که گفتی گذشت...... حتما سرت خیلی شلوغه!!!! منتظرم و هرروز چک میکنم که آپ کردی یا نه؟ یکم ازت ناراحت شدم که یه هفته هیچی ننوشتی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منزل خودمو ن نبودیم .همسرم سفر بودند
پنج‌شنبه 2 آبان 1392 ساعت 22:29
سلام صمیم جون
تسلیت میگم..
غرض از مزاحمت فقط خواستم تشکر کنم ازتون..چون من با خوندنتون جون میگیزم..شاید بالای 20 بار کل وبتونو خوندم و میخونم ..خط ب خطشو..ازتون درس میگیرم..امشب عیده و منم سیده ام ارزو میکنم ب حرمت جدم ..زندگیتون پر از نسیم عطر خدا باشه و پر از باران رحمت بی انتهاش..همیشه و همیشه و همیشه سالم و سعادتمند باشین
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 1 آبان 1392 ساعت 13:55
امروز چهارشنبه است و هنوز نیومدید
این مطلب رو من خوشم اومد شما رو نمیدونم
http://totfarangi.niniweblog.com/post237.php
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جالب بود . مرسی از لطفت
دوشنبه 29 مهر 1392 ساعت 18:31
خانومی برات ایمیل زدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دیدم عزیزم . حتما .
دوشنبه 29 مهر 1392 ساعت 08:57
صمیم جان من یه ایمیل برای شما فرستادم
اگه نرسیده لطفا تو اسپم ها رو ببینید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هزار بار مرسی از اون لطفت ..
یکشنبه 28 مهر 1392 ساعت 16:34
سلام
خدا رحمتشون کنه.

یه سوال دارم. شما همسرتون رو قبل از ازدواج این قدر دوست داشتین یا این علاقه که به پرستش ازش یاد می کنین، بعد از ازدواج به این حد رسیده؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هر دوش
شنبه 27 مهر 1392 ساعت 10:43
تسلیت می گم عزیزم خدا رحمتشون کنه
بنده خدا عجب روزایی فوت کردن فکر شمام که کارمندی رو کرده هم تعطیلات و هم شمال
عید تو هم مبارک
ان شاله به سلامتی برگردی
ما منتظرت هستیم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از تسلیتت
جمعه 26 مهر 1392 ساعت 18:10
خدا رحمتشون کنه..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم .
چهارشنبه 24 مهر 1392 ساعت 00:51
صمیم جون یه چیزی رو خونده بودم قبلاً تو کتاب ها اما فکر میکردم بیخوده و الان بهش اعتقاد پیدا کردم اینه که: به هرچیزی انرژی مثبت بدی و تصورش کنی اتفاق می افته. تا خودت رو در حین شنا با روحیه ای عالی نبینی موفق نمیشی. من چند ماهه وبلاگت رو میخونم، حس میکردم که خیلی عالیه آدم تو یه محیط دانشگاهی مشغول به کار بشه. وقتی این فکر رو میکردم می دونستم که این اتفاق واسم نمی افته. اما به شما حسادت نمیکردم، همیشه واستون بعد خوندن نوشته هاتون تو دلم آرزوی خوشبختی میکردم. باور نمی کنی چند روز پیش من خیلی معجزه آمیز تو یه دانشگاه خوب با یه حقوق خوب مشغول به کار شدم. از طرفی بعد کارم میرم موسسه ای که قبلا کار میکردم ریاضی تدریس می کنم و وقتی 8 شب میام خونه مثل جنازه ها هستم. اون موقع ها به خودم میگفتم یعنی چطور صمیم تمام روز میره سر کار؟؟؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بهت تبریک میگم برای این موفقیت ها ..عالی هست .
سه‌شنبه 23 مهر 1392 ساعت 13:29
خدایش بیامرزاد
غم نبینی صمیم جان
عید شمام ژیشاژیش مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم
سه‌شنبه 23 مهر 1392 ساعت 12:46
صمیم جان تسلیت میگم .غم اخرتون باشه. عیدشما هم مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی . تبریک به شما هم
سه‌شنبه 23 مهر 1392 ساعت 12:22
تسلیت می گم صمیم جون
بقای عمر شما باشه
پاسخ:
مرسی ارزوی همیشه همراه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد