X
تبلیغات
رایتل

 

 

سلام ...اوه خدای من ...حدود 250    ۵۰  کامنت خونده نشده ..بچه ها من نمیدونم یکهویی چی شد .کلی اتفاق  خوب افتاد  برامون ولی  من اصلا به نت دسترسی نداشتم یعنی فرصتش هم نبود .  

شب سالگرد ازدواج همسری یک سورپرایز بزرگ برام داشت که بهتون میگم تو پست بعد  و فردا ظهرش بهم زنگ زد آماده ای  عصر بریم  سفر ؟!!!! و من برای اولین بار تو این مدت زندگیمون این مدلی مسافرت یوهویی رو هم تجربه کردم . در واقع یک جور   ماه عسل  تدارک دیده بود همسری  در  معیت پسرک شیطون .     9 روز سفر بودیم .  

امروز صبح رسیدم . مهمان دارم حدود دو هفته از شمال . یک ترجمه که منتظر  تحویله و یک  یخچال پاکسازی شده و  مهمون های رو درواسی  دار و خونه تکون داده نشده ... ... 

فقط  اومدم بگم زنده ام  و برمیگردم  با کلی  تعریفی و  اتفاقاتی که الان خنده دار  هست ولی  اون موقع تو سرم میزدم ...آبرو و سوتی  در  حد ..نگم بهتره ...یکهو تعریف میکنم . 

 

مرسی از این همممممممممه محبت و لطف و تبریک برای  سالگرد ازدواجمون ...اصلا انتظارش رو نداشتم ..

نظرات (42)
دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت 19:24

این شکلک رو برای این میزارم که بفهمم چه پستهایی رو خوندم خوشحل نشی ها( شوخی کردم هر دو منظور رو دارم) بــــــــــوس
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 5 شهریور 1392 ساعت 13:32
سالگرد ازدواجتون مبارک.همیشه در کنار هم خوب وخوش باشید
پاسخ:
مرسی عزیزم
سه‌شنبه 5 شهریور 1392 ساعت 11:03
کلا باهات حال می کنم .از بدترین اتفات بهترین خاطرات را می سازی امیدروارم در کنار همسرو پسرت همیشه همینطوری شاد و خوشبخت باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای جان ..مرسی از این همه انرژی
سه‌شنبه 5 شهریور 1392 ساعت 09:49
وای صمیم چه دیر اومدی یعنی با ذوقی خوندم من وبتو ها...
یعنی غش کردم بعد از خوندن مطلبت
بی تعارف بگم من هیچی نمیگفتم میذاشتم خشک بشه ....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نهههههههههههههههه بی انصافی بود ... خشک نمیشد که . چون رختخواب ها رو هر روز مرتب تو کمد میذاشت همسری و نمیشد کاریش کرد .. (باید) شسته میشد وگرنه بوی گند تمم کمد رو میگرفت ..نهههههههههههههههههه باید بگه آدم ....

خوش خنده ای از بس ..جووونم .
دوشنبه 4 شهریور 1392 ساعت 13:16
صمیم دوست داشتنی سالگردتون رو با تاخیر تبریک میگم
آرزوی شادی و سلامتی و عشق ابدی دارم براتون

شما دوتا همسفر روزای خوب و بد ،خوش و ناخوش هم بودید و هستید اینه که یه زوج خوشبخت رو میسازه

خیلیا اگه جات بودن ممکن بو زندگی رو تو اون وضعیتی که پیش اومده ترک کنن یا حامی همسرشون نباشن یا ... اما همسفر واقعی اونه که تو ناخوشی دست همراهش رو رها نمیکنه

تو و علی بهترین همسفرین برای هم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزکم ..
سی سالگی شیرین و ارومت هم مبارک ..
دوشنبه 4 شهریور 1392 ساعت 12:49
سسسلام صمیم جان........
از سال 90 شروع شد وهمچنان ادامه داره....البته اوضاع خیلی بهتره ولی دیگه ابرومون جلو همه رفت....طلبکارا به گوش پدرم وخانوادم رسوندن ...طوری که مجبور شدیم از دایی من سند یکی از اپارتماناش بگیریم تا وام بگیریم بتونیم قرضارو بدیم....راستش شخصیتم خیلی شبیهته...خیلی شاد وشنگول بودم ولی زایمان وورشگستگی وبچه داری همه توانم گرفته وانگار کودک درونم مرده...همسرم بارها بهم گفته که من همون همسر شادم میخوام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما هم هم هی این هایی که گفتیم رو گذروندیم ..فقط من یک چیزی یاد گرفتم : هر طور جلوی مردم رفتار کنی همون رو میبینند انگار .سرت رو بگیری بالا و خم به ابروت نیاد و بگی اتفاقی بود که افتاد و انشالله جمع و جور میشیم به زودی .. این تو کله شون میمونه ... خودت رو نباز ...نذار از دست رفتنی ها بیشتر از اینی که هست بشه ... میگذره ..مطمئن بش ..من گذروندم که میگم ..
دوشنبه 4 شهریور 1392 ساعت 08:25
سلام صمیم جان ، خوبی، خوشی انشاالله ...


ما چشم مون به در این وبلاگ خشک شد خواهر برای خوندن حرفها و تعریف خاطرات این چند وقت نبودنت ...
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 22:54
واحدبین الملل دانشگاه فردوسی ارشدمترجمی روبرگزارمیکنه.بنظرتون برم؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
با این ارشد میخوای چکار کنی رسپینا؟ منظورم اینه که چطوری بعدا هزینه اش رو جبران میکنی ؟ آیا صرف داشتن ارشد میخوای این هزینه رو بدی یا برای ارشدت برنامه داری و شاغلی و به درد آینده کاریت میخوره؟ الان این ارشد حداقل ده تا پونزده تومن تموم میشه . باید ببینی از توش چی در میاد برات .. چون خدا رو شکر !!! ارشد انگار این دور و زمونه اونقدر کلاس نداره دیگه که آدم براش این همه هزینه کنه ..
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 22:53
خداروشکرکه بهتون خوش گذشته...منتظریم بیای تعریف کنی.
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 22:40
با سلام خدمت صمیم عزیز.صمیم نیاز به راهنمایی و مشورت دارم و دوست مناسبتری به غیر خودت پیدا نکردم برای همفکری.صمیم ازت خواهش میکنم خودت رو بذار جای من و راهنمایی و کمکم کن خدا به دور از عشقتون:فکر کن شما و آقا علی مدتهاست منتظراین هستین که با هم ازدواج کنیین یه عشق پاک و قشنگ اما به خاطر مشکلات زیاد مادی این امکان براتون فراهم نمیشه طوری که واقعا امکانش نیست و خانواده شما پر توقع ازمادیات و اما عشق و علاقه بینتون نمیذاره از هم راحت جدا بشین واقعا عاشق هم هستین طوری که چندین سال منتظر هم موندین درستونو تموم کردین منتظر موندی بره خدمت سربازی و برگرده ومشکلات رو حل کنین ولی هیچ مشکل مادی حل نشده و درآمد مناسببی واسه تشکیل زندگی نداره و واقعا دعا هم میکنی و فعلا بی جواب و هیچ کمکی ندارین دستتونو بگیره واقعا تک و تنها وبا یه دنیا آرزوهای بزرگ وشیرین که با هم برنامه ریزی کردین واسه زندگی و خوشبختیتون اما نمیشه و هر دو تاتون دارین آسیب میبینین و بیشتر خودت که سنت شده 26 و دیگه صدای خانوادت در اومده اما واسه خودت هیج اهمیتی نداره چون عاشقی و میدونی اگه ازش جدا بشی واقعا نمیتونی دیگه فراموشش کنی و دوباره کسی رو دوست داشته باشی و فقط یه زندگی روتین و بی عاطفه خواهی داشت و بیشتر از تو اون آسیب میبینه چون اخلاقش دستته و میدونی کلا بی خیال تلاش و آرزوهاش میشه ،دیروز تصمیم گرفتیم قول دادیم اگه نشد تو اون یکی دنیا به آرزوهامون باهم برسیم ولی واقعا نمیتونم عشقشو محبتهاشو مهربونیاشو احترامی که بینمون بوده تصمیم هایی رو که داشتیم تا همیشه زندگی خوشبخت و موفقی داشته باشیم و خدا هم از زندگیمون راضی باشه رو فراموش کنم. صمیم کمکم کن فکر کن خواهرتم و واقعا نیازمند کمک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این مدت زمان خوبی هست برای محک زدن چیزهایی جز عاطفه و عشق و رویا و آرزوهای شیرین .. به نظر من مردی که خواستار زنی هست اگر در تصمیمش مصمم باشه و مهم تر از این ، نقشه ای از زندگی و اهدافش جلوی روش باشه خودش رو به اب و آتیش میزنه .. هر چیزی که از فکر آدم خارج هست حتی .. هر کاری .. کسب هر تجربه ای در زمینه کاری .تا بتونه واسه یکی دو سال بعد از یک جا شروع کنه .. ظاهرا پشتوانه مالی نداره نامزدت و خونواده تو هم پذیرای همچین فردی از سطح پایین تر نیستند...
عشق خیلی خوبه .. کاتالیزور زندگی هست ولی این حداقل 5 سال یا بیشتر به نظرم بهت میتونسته تصویری از آینده ای که کنارش داری رو بهت بده .. چشماتو باز کن ..اینقدر به رویا فکر نکن ..در واقعیت ایشون الان چه شغلی دارند ؟ اصلا در آمدش رو فعلا میذاریم کنار ؟ دوم از پس اجاره یک خونه ی متوسط بر میاد ؟ سوم تو خودت شاغل هستی و دوتایی با کمک هم قراره زندگی رو بچرخونید ؟ چهارم اومدیم و ایشون اونقدر ایستادی و اصرار رکد که تو روبه زور و اکراه بهش دادند ..خب رفتار خونواده ات در رشد ایشون یا تحقیر ایشون اهمیت داره اینو که انشالله قبول داری ..

اون یکی دنیا یعنی چی ؟ این همه از آینده با هم حرف زدید و نقشه کشیدید ولی آیا یک دونه اش رو عملی کرده یا کردید تا حالا ؟ به نظرم اشتیاق داشتن همدیگه باید در عمل یک نمودی داشته باشه حداقل ..
برام واضح تر بگو از وضعیت شروع رابطه و وضعیت الانتون . از نظر سنی و در آمدی و شغلی و تحصیلی ..

من انتظار بیشتر رو بهت توصیه نمی کنم ...یک ضرب الاجل مثلا شش ماهه ( حداکثر ) باید بهش بدی ..رابطه رو در این مدت کمی کمتر کنی و ببینی تو این مدت که جدی قراره یک کاری انجام بده چکار میکنه برای داشتن تو ..شاید این اتش با قرار گرفتن در مقابل مسوولیت پذیری های بزرگ اینده سرد بشه ...
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 21:12
صمیم جان زود بیا و برامون تعریف کن خیلی خوشحالم که بهتون خوش گذشته.....
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 19:01
صمیم جان ما هم بعد 5 سال زندگی مشترک ورفاه همه چیمون از دست دادیم..............داغونم داغون....درست مثل ت در همونروزها خدا بهمون دختری داد.......بهت احتیاج دارم
منم مشهدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الان در چه وضعیتی هستی زینب ؟ این قضیه مال چند وقت قبل هست ؟
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 16:43
سلام صمیم جون بیا دگه حوصله ام سررفت خو من دلم برات تنگ شده چیکارکنم انرژی مثبت میخوام برام دعا کن این ماه شهریور باید برام ماه معجزه بشه دوتا کار خیلی مهم دارم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 14:31
بانو صمیم عزیز...
سلام
من زیاد اینجا سر میزنم ... شاید هر روز ... جزء لحظات خوبمه اومدن اینجا و حرفای تورو خوندن... امیدوارم با علی اقا سالهای سال با لذت و خیر و برکت زندگی کنید و به پای هم جوون بمونید
امتیاز: 0 0
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 12:55
سالگرد ازدواجتون مبارک...صمیم جان گفتی اسم پسرت همراز بود؟اسم همسرت هم علی...؟؟
فقط من نه وبلاگ دارم،نه ایمیل!یه جوری بهم برسون دیگه...از طریق جواب هایی که به نظر ها میدی و اینا...وب خوبی داری...موفق باشی!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پست های خرداد 88 و بعدش رو بخونی همه اسامی هست ...
یکشنبه 3 شهریور 1392 ساعت 12:11
سلام. توی پاسخ مینا مشهدی نوشتین که "گیر دادن وقتی مایل نیست حرف بزنه در مورد موضوعی لازم الاجرا بایدباشه " درحالی که من تو کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی در مورد مردا دقیقا برعکسشو خوندم. یعنی نباید بهشون گیر داد چون مردا وقتی دچار مشکل میشن میرن تو لاکشونو و دوست دارن خودشون حلش کنن و از این حرفا. ولی در مورد زن ها قضیه برعکسه. نظرتون چیه؟
بعدش میخواستم بپرسم برای جمع آوری ثروت از کائنات بعد از 40 روز باید چیکار کرد؟
مرسی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من نوشتم گیر دادن یا ندادن؟ نهههههههههههههههه نباید گیر داد.معلومه که ... عجب اشتباهی شده ها .. البته فکر کنم همه میدونند من اصلاحیه نزنم دیگه ...

باید نشست و پول هارو شمرد و کیف کرد ...واقعا میگم ها . میتونی 40 روز بعدی رو شروع کنی ..
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 20:25
پس کی میای صمیم خانم گل؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
به زودی
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 14:26
سلام خوبید؟منتظرم! مردم از فضولی سفر واینها وصد البته گرفتن انرژی مثبت
امتیاز: 0 0
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 11:03
آقا خب دلم تنگ شده برات . بیا دیگه . انقد اومدم سر زدم و نگاه کردم دق کردم دیگه.
امتیاز: 0 0
شنبه 2 شهریور 1392 ساعت 08:33
صمیم جون مرسی از راهنمایی خوبت!
قوانین رو نوشتم و به شوشو نشون دادم خیلی خوشش اومد و حسابی قربون صدقم رفت !
انشالا که بتونیم انجامشون بدیم
بازم ممنون که واسم وقت گذاشتی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدات
جمعه 1 شهریور 1392 ساعت 17:22
به سلامتی ....
جمعه 1 شهریور 1392 ساعت 08:51
میگما منم لینک کن تاخونده بشم
هیشکی به من سر نمیزنه
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ساعت 20:39
صمیم این جمله ت رو باید با طلا نوشت : در جواب کامنت ها " سرویس دهی عاطفی رو باید به اندازه ظرفیت و نیاز طرف داد ..البته وقتی در قبال همه کم لطفی های مرد ، کماکان محبت ها و سرویس های خانم ادامه داره بهش پیغام میده که تو خوش باش ..من هوای همه چیز رو دارم ...زیاد هم مهم نیست راضی باشم یا نباشم ..."
آفرین!
من مدت ها سوالم این بود که اینکه میگن مردا جنبه ندارن و نباید تا زمانش بشه بهشون بگی دوست دارم و ... اینا یعنی چی؟ و چه واقعیتی رو پشت خودش داره.
اگه یه وقت فرصت کردی بیشتر بهمون بگو. البته نمی خوام وقتت رو بگیرم. من مدام اینجا سر میزنم و هروقت چیزی بگی می بینمش.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من این رو محدود به مردها نمیکنم ..همه ی آدم ها ...هر کسی رو خیلی بزرگ کنی (بیشتر از اونی که هست) ریز میبینتت ... در رابطه با آدم ها و دوستی ها این رو زیاد تجربه کردم و اتان دیگه برام جا افتاده کامل ...
پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ساعت 11:52
رسیدن به خیر خانم
اینم ببین.از پیج فیس بوک یک دکتر روانشناس هست.
کتاب‌های روان‌شناس عامیانه سالانه در آمریکا حدود ۷۰۰ میلیون دلار فروش می‌رود. این کتاب‌ها به خواننده اطمینان می‌دهد که می‌تواند او را در زمانی کوتاه به موفقیت و ثروت برساند یا از شر عادات یا احساساتِ ناخوشایند خلاص کند.

طی یک بررسی علمی که استیو سالرنو در کتابش «چطور جریان روان‌شناسی عامیانه و خوددرمانی آمریکا را به درماندگی کشاند» آورده است نشان داده شد که این کتاب‌ها نه تنها تاثیر مثبتی بر زندگی افراد نداشته‌اند بلکه گاهی تاثیر وارونه داشته و به شیوه‌های مختلف موجبات نارضایتی بیشتر آن‌ها از زندگی را فراهم می‌آورد.

یک قانون نانوشته درباره‌ی کتاب‌های روان‌شناسی عامیانه (مثل کتاب و فیلم معروف «راز») وجود دارد به نام «قانون ۱۸ ماه»، که بیان می‌کند "به احتمال زیاد کسی کتابی جدید در این زمینه می‌خرد که ۱۸ ماه پیش یکی از آن‌ها را خریده باشد!" یعنی نهایت تاثیر یک کتاب روان‌شناسی خوددرمانی حدود هجده ماه است. و بعد از آن فرد دوباره در تله‌ی تبلیغات محصولی جدید می‌افتد.

تیموتی ویلسون در کتابش «تغییر جهت» نشان می‌دهد که این کتاب‌ها بی‌شباهت به مواد مخدر نیستند که در کوتاه مدت باعث رضایت فرد می‌شوند اما در دراز مدت تاثیر درمانی ندارند و گاهی کار را خراب‌تر می‌کنند. گرچه پژوهش‌های علمی گسترده‌ای در رابطه با خوشبختی و موفقیت انجام و منتشر شده است اما نویسندگان کتاب‌های روان‌شناسی عامیانه که خود اغلب روان‌شناس نیستند احتمالن یا بر اثر بی‌اطلاعی و یا سودجویی هیچ بهره‌ای از آن‌ها در آثارشان نمی‌برند.

این که چرا این کتاب‌ها تا این حد محبوب‌اند ولی به هیچ‌وجه موثر نیستند، اگر علاقمند باشید، موضوع قسمت بعدی نوشته‌ام خواهد بود.

با تغییر از کتاب:
Redirect - The Surprising New Science of Psychological Change
by: Timothy D. Wilson
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نظری ندارم . جالب هست مطلب .
این کتاب ها و توصیه ها و مشاوره ها وقتی اثر دارند که یک چیزی در درون فرد آماده شده برای حرکت رو به جلو . برای تغییر . به یک جایی رسیده فرد که اشتیاق سوزان دارهب رای بدست آوردن یا تغییر دادن شرایط زندگی خودش . بعد این ها میشه یک کاتالیزور خیلی موثر . در مورد جامعه امریکای نظری ندارم ولی در مورد موارد وطنی زیاد دیدم طرف با تصوری مبهم و غیر واقعی دوره یا کتابی رو گذرونده ولی تاثیر مدام نداشته براش چون چیزی در درونش نبوده که این درس ها و داستان ها و مشورت ها بره بشینه روش و در جای خودش جواب بده ..
پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ساعت 03:31
سلام.من ه ساکن مشهد هستم. مهندسی خانه دار که با عشق تفکر وتدبیر خانه داری رو انتخاب کردم . پسری یک ساله دارم .آرزوی موفقیت برای شما می کنم.
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ساعت 01:01
سلام صمیم عزیزم سالگرد عشق موبارک باشه... شاد باشی بانو :) چه عجیب و چه جالب که مراسم منم مثل تو بود تا حدودی...
پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ساعت 00:23
سلام صمیم خانوم
سالگرد ازدواجتون مبارکه با تاخیر البته
الان دیگه همه بدهی هاتون پرداخت شده ایشالا؟نمیدونم چرا انقد نگران شدم:)
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کامل نه . هنوز مشغولمون کرده . ولی دلمون به یک دیوار گنده و آهنی تکیه داره ... ممنون از محبتت ..
چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 21:08
قلمت خبلی شیرینه ..بانو.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 16:12
فقط خواستم بگم که دوستت دارم صمیم جون
همیشه هم برات دعای خیر می کنم
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 10:03
صمیم جون راهنمایی میخوام ازت !
قرار شده منو شوشو یه سری قوانین بذاریم بین خودمون واسه شاد موندن رابطمون ، مثلا اینکه وقتی ازهم دلگیریم هرکس برای بوسیدن پیش قدم بشه امتیاز مثبت میگیره ، آخر هر ماه هر کدوم امتیاز مثبت میدیم به هم بابت خوش اخلاقی یا شاد و پرانرژی بودن یا مهربون بودن با همسر ، امتیاز منفی هم برای بد اخلاقی و اخمو بودن و...

این امتیازا هم براش یه جایزه کوچیک در نظر گرفته میشه آخر هر ماه

حالا میخوام کمکم کنی با تجربه ای که از زندگی مشترک داری بگی چجور قوانینی و در چه زمینه هایی بذاریم که به رابطمون کمک کنه ؟
میدونم شرایط زندگی هرکس فرق میکنه با توجه به خصوصیات اخلاقیشون فقط میخوام یه جورایی کلی راهنماییم کنی یا مثال بزنی از اینجور قوانین توی زندگی موفق خودت عزیزم !
ممنونممممممممممممممممممم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یک چیزهایی زیربنایی هستند یعنی قوانین مادر محسوب میشن مثلا در هیچ حالتی کسی تو خونه حق نداره حرف بد یا فحش بده . چه بچه داشته باشن چه نداشته باشن .. سرک کشیدن تو کار همدیگه ممنوع که مستلزم یک صداقت در حد لازم و درایت هست ..احترام به خانواده همدیگر واجب ... نوازش و بوسه موقعی که طرفت خسته و عصبانی یا غمگین هست لازم ... گیر دادن وقتی مایل نیست حرف بزنه در مورد موضوعی لازم الاجرا بایدباشه . انتقاد سازنده و بدون نیش و کنایه ... اینا و خیلی های دیگه رو وقتی یک مدت رعایت کنه آدم خودبخود نهادینه میشه دیگه اینکه جایزه اش چی باشه واقعا بسته به روحیات خودتون داره ... شوهر دوستم مسخره میکرد این جایزه دادن ها و امتیاز بازی ها رو ..زیر پوستی باید تشویق میشد نه مستقیم و نباید میفهمید وارد یک بازی مهیج شده ...
قربونت بشم .
افذرین که این همه تلاش میکنید برای زندگیتون ..
چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 09:05
اینگده خوشحال میشم وقتی میبینم کسی با وجود سختی های گذشته همچنان زندگیشو دوست داره و واسش تلاش میکنه...
و ناراحت میشم واسه همه کسایی که دنیای مجازی باعث میشه بهشون بی اعتماد بشیم
کم کم داره میشه یه مشکل بزرگ واسه خیلی ها
کاش یاد بگیریم از همه امکانات به درستی استفاده کنیم
وسیله ای برای سوء استفاده نشه
میبینم خیلی ها میترسن از ادمای مجازی همسرشون
دنیای واقعی کم بود یه دنیای دیگه هم بهش اضافه شده...
بنظرم اگه چیزی توی زندگی باعث ازار بشه از طرف مقابل باید بیان بشه تا ابهامات برطرف بشه
اینکه از دیگران راه حل میخوایم خیلی خوبه اما گاهی یادمون میره صحبت با خود مشکل یه راه حل بزرگ و عالی محسوب میشه(خود مشکل=آقا/خانم)
پاسخ:
دقیقا
چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 08:51
احسنت به تو صمیم
بهترینهارو برات آرزو دارم
دوس دارم تو الگوی من در زندگی باشی
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 08:41
صمیم جون، سالگرد پیونت ناگسستنی ات رو با بهترین آرزوها تبریک می گم چقدر این پست رو زیبا نوشته بودی و حسابی منو شوکه کردی. اصلاً فکر نمی کردم چنین بحرانی رو پست سر گذاشته باشی بسکه همیشه با پست های شادت به ما روحیه می دادی! آفرین به تو و روحیه قوی ات که تونستی این بحران را از سر بگذرونی و امیدوارم در آینده ای نزدیک به همون نفطه اوج قبلی دست پیدا کنی ولی مهم عشقیه که بینتون وجود داره و مسائل مالی حتما درست می شه. حداقل اینهمه دوست اینجا داری که بهترین رو از خدا برات آرزو می کنند و خدای مهربون هم حتماً دعاهای ما رو بی جواب نمی ذاره. پسر گلت رو ببوس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی از دعاهای خوبت
چهارشنبه 30 مرداد 1392 ساعت 02:25
ایشالله که حسابی خوش گذشته باشه
خیلی ممنون که نظرتونو گفتیم راستش نظر شما در حد یه روانشناس واسم مهم بود
راستش دقیقا نمیدونم جنبه اش در چه حده؟!یعنی حتی میترسم امتحان کنم!!انمیدونم من زیادی حساسم یا اون خورده شیشه داره:((
انقد بهش گیر دادم که اصلا ف بوکشو پاک کرد حالا خدا میدونه بازم بسازه یا نه..!تا حالا خیلی با هم خوب بودیم ولی فقط دلم از بعضی کارای اینجوریش شکسته :((واسمون دعا کنید..
ایشالله که همیشه کنار هم شاد باشید بوس.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 29 مرداد 1392 ساعت 03:53
وبلاگ بسیار خوبی دارید. موفق باشید.
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 29 مرداد 1392 ساعت 01:46
سلام عزیزم .باورت میشه یه حس نزدیکی به شما پیدا کردم .سال ۸۲ بود یه وبلاگ بود به نام نسیم صبا ...اینقدر بهش دلبسته بودم که یه بار بهش گفتم تورو خدا بذار یه بار صداتو بشنوم و اون خانوم تهرانی بودن ....واسه اولین بار با هم صحبت کردیم خیلی دلتنگشم ...حس من به شما هم مثل اونوقتاست ....حالا دلم میخواد یه بارم که شده عکس شمارو ببینم .البته اگه دوست داشته باشین و اگه بازم پست عکسدار بفرستین ....
الان دیگه ارشیوو خوندم و رسیدم به سال ۹۱ ....ینی وقتی اینقدر طولانی نمینویسید خیلی خیلی ناراحت میشم ......میخوام ارشیوتون تموم نشه .میدونید دارم اونو کم کم میخونم که پستایی که خوندم دیرتر برسم .....
پاسخ:
عزیزم ..لطف دار ی به من
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 17:49
سلام ایشالله که خوش بگذره
از صمیم قلب خوشحال شدم که اون سوالی که راجع به آشناییه مرد با یه خانوم دیگه بود رو جواب دادیدراستش خیلی این روزا ذهن منو مشغول کرده که چه کاری درسته؟!:(((
راستش نمیدونم اسمشو میشه خیانت گذاشت یا نه..حد رابطمونم اینه که ایشون نامزدم هستن ولی عقد نکردیم ولی خب من حق دارم از الان جای همسر آینده ام ازش انتظار داشته باشم چون از اولشم با عشق شروع کردیم و اونم خیلی تعصب داره رو من..من متوجه شدم ایشون توی فیسبوک چندتا فرند دختر غریبه و ناحسابی(از روی عکسای بی حجاب میگم) که هیچ ربطی بهش نداشتن(نه هم دانشگاهی نه هم شهری) رو تو مدت باهم بودنمون اد کرده...شما فک میکنید من چی کار منم بهتره؟!!
بازم ممنون...زندگیتون پر عشق.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب خدا رو شکر که من از نگرانی در اومدم برای این قضیه .چون که در مرحله نامزدی هستید و تصمیم خیلی راحت تر و بدون پیامدهای بیشتر میشه گرفت.
بستگی به صحبت های قبلی تون در مورد حدود روابط و میزان تعهد طرفین داره . به خودت نگاه کن .برات مهم هست کی تو فیسبوک طرف مقابلته ؟ برای ایشون چطور ؟ اصلا میگید به همسرم ربطی نداره ؟ میزان رابطه با دوستان مجازی اونجا چقدر هست ؟ طرفت چقدر جنبه داره ؟ من اینا رو نمیدونم ... من خودم گاهی همسرم دوستان نزدیکی داشته که نزدیکی کاری و شغلیش با اونا خیلی زیاد بوده ولی من حساس نبودم روی رابطه شون ...
به دلت نگاه کن ..این طرف قابل اعتماده در دنیای بیرونی یا نه؟ ... هیچ کس جز خودت نمیدونه ...

نمیدونم چرا هیچ وقت این ف بوک به دل من ننشست که ننشست ...
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 15:31
صمیم جان سالگرد ازدواجت رو تبریک میگم و برات آرزوی بهترین ها رو دارم. من برات یه کامنت گذاشتم و ازت راهنمایی خواستم. خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم اینقدر با حوصله جواب دادی. به زودی کل جریان رو واست ارسال میکنم. فقط خواستم یه تشکر ویژه داشته باشم ازت بابت وبلاگ خوب و قشنگت. تو لایق بهترینایی و میدونم این و خیلیا بهت گفتن اما همه ما اینقدر میگیم تا گوش کائنات پر شه از این صدا... صمیم تو فوق العاده ای و تو مسیر زندگی بهترین اتفاقات... بهترین احساسات... بهترین افراد موثر و بهترین نتایج انتظارت رو میکشن... تو فقط همین طور سرشار از انرژی باش و رو به جلو حرکت کن.
امتیاز: 0 0
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 14:13
" میگم تو چی؟ تو چقدر دوستم داری؟ میگه من بیشتراز تو. خیلی بیشتر از تصورت صمیم. تو حتی نمیتونی فکرش رو هم بکنی چقدر دوستت دارم. " سلام صمیم جون. سفر خوش گذشت؟ چقدر این جمله ت به دلم نشست و با خودم فکر کردم اگه من از همسری اینو بپرسم چی میگه ؟ مطمئنم هرگز این جواب رو نمیده . خوب شاید من مث تو نبودم صمیم. اما باور کن تو تموم این سالها به خودم گفتم الیس شاید امتحان تو توی این دنیا این باشه که طعم خوشبختی رو به همسرت بچشونی. بارها به خودم گفتم اشکال نداره. باز هم باهاش مهربون باش. بگذر از این خواسته ! اما الان که برمیگردم و نگاه میکنم میبینم فقط باعث شد که اون خیالش از خونه و زندگیش و زنش راحت باشه و کم کم یادش بره اگه میخواد از بانک محبت برداشت کنه باید قببلش چیزی توی بانک گذاشته باشه!!!!!! و نتیجه این شده که الان در بدترین وضعیت هستیم . بظاهر کنار هم اما فرسنگها دور از هم. مشکل خاصی نداریم اما دقیقا شبیه یه خواهر و برادر با وظایفی که در قبال هم داریم !!! تو وبم کاملتر نوشتم. امیدوارم بزودی برگردی و باز برامون بنویسی تا لا اقل دل خسته م از دیدن ارامش توی زندگیت اروم بشه و لبخند بزنم از دیدن شادی یه دوست قدیمی
پاسخ:
حیف از انرژی ها ی عاطفی و وقت هایی که گذاشته میشه و نتیجه مورد نظر رو نداره ..سرویس دهی عاطفی رو باید به اندازه ظرفیت و نیاز طرف داد ..البته وقتی در قبال همه کم لطفی های مرد ، کماکان محبت ها و سرویس های خانم ادامه داره بهش پیغام میده که تو خوش باش ..من هوای همه چیز رو دارم ...زیاد هم مهم نیست راضی باشم یا نباشم ...

عزیزم برات برگشت این همه محبت رو ارزو میکنم ..
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 12:36
سلام صمیم خانم کجااااااایی؟ دلمون تنگ شده
حتما سفر خیلی خوش گذشت که پیدات نیست یه حرف خواهرانه دارم:
صمیم جونی مواظب زندگیت باش بعضی چشمها حسودن و بعضی نفس ها سرد از خوشی هات که مینویسی هستند دلهایی که یواشکی آه سرد میکشند. به روز خودم رفت که میگم همه بهم میگن چقدر خودت و شوهرت بهم میایین چقدر باهم خوبید چقدر سلیقه داری تو خونه چقد فعالی هم کار هم درس هم زندگی بابا ای ول....
صمیم وجان من زخم این چشم ها رو خوردم که میگم ایشالا خوشی همیشه همسایت باشه تا کامنت هاتو میخونی یه یا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم بخون دوست خوبم.بوووس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اتفاقا من این بخش هاش رو هم نوشتم که اون آدم ها دوزاریشون بیفته که من هم مثل خودشون چیزهایی هست که غمگین یا دلگیرم کنه ..
مرسی ا ز لطفت
دوشنبه 28 مرداد 1392 ساعت 11:42
سسلام صمیم عزیزم.با کمی تاخیر سالگرد ازدواجتونو تبریک میگم
انشالا صدسال کنارهم خوب و خوش زندگی کنین
شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 08:48
سلام وبلاگ قشنگی دارین..
ممنون میشم به انجمنم سری بزنید و توش عضو شین http://www.forum.no1-phone.ir
:)
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد