X
تبلیغات
رایتل

 

دیشب عروسی بودیم . 

  

1- تقریبا آخرهای  مجلس  که آقایون اومدن تو باغ ، آهنگ یک دختر  دارم شاه نداره   پخش شد و عروس رقصی ویژه برای  پدرش اجرا کرد ..دورش  میچرخید ...چشم از  صورت پدر  بر نمیداشت .پدر  فقط  ایستاده بود وسط و  با چشم های  پر از اشک به دخترک زیباش نگاه میکرد .و  خانمی تقریبا جوون  با عشق و  محبت تمام به عروس و  پدرش نگاه میکرد و  بعد سه تایی با هم دست تو کمر هم رقصیدند ..اون خانم نامادری  عروس بود. مادر واقعی عروس  سال ها بود  ترکشون کرده  و  هیچ وقت به دخترک کوچیک و بچه هاش  دیگه سر نزده بود ...مرد به آرومی ،  پیشانی  نامادری رو بوسید به نشانه سپاس از این همه سال زحمت برای  دخترک بی مادرش ... 

 

2- پسرک و زن دایی جون  ترکوندند با رقص دو نفره ...بچه اومده میگه مامانی جون تو هم بیا بریم دیگه ..من  میرم با زن دایی  ها ..نگی  نگفتی!!!! قیافه زن دایی جون  ...قیافه من ....   

 

3- خاله جون به پسرک گفت  نی  نی  (دختر  خاله اش ) شامش رو خورده عزیزم ..برو کمی  کالسکه اش رو آروم راه ببر تا بخوابه دختر خاله جون ..بعد هم مشغول صحبت شدیم ..یک صحنه دیدیم یکی ویژژژژژژژژژژ از بغل دستمون  رد شد و غیب شد ..بعله ..بچه گوش حرف کن ما دختر  خاله بخت برگشته تازه شام خورده رو توی  کالسکه با سرعت نور  حرکت می داد و اون پدر سوخته هم غش غش میخندید و  معجون معده اون بچه من نمیدونم دیگه چه ریختی شده بود با این حرکات ... جالب بود که حرکات دنده عقب هم به همون سرعت انجام می شد و  یک لحظه ما چشم های  گرد و  تاب خورده نی  نی  خاله رو دیدیم که با پر رویی  تمام باز هم صدای  خنده در  می اومد از  تو کالسکه .

 

4- یک خانمی بود با قد بلند و پیراهن مشکی بلند که کفش ده سانتی هم پوشیده بود ..بعد  جالب فرم بازوهاش بود .تا حالا بدون آستین بازوهای کشیده اش رو ندیده بودم .هر کی بهش می ر سید میگفت واییییییییییی  چقدر  لاغر شدی ..میدونید حس زیبایی توی  چشماش  می اومد و خنده رضایت بخشی ..اون خانم صمیم بود .تازه مامانش بهش  میگفت هلوی من ..آخر  خر  کیف شدن .  

 

5- یک دختر  خانمی با لباسی  کاملا  عروس وار! به رنگ  خیلی روشن با تاج و ارایش عروس در  مجلس و  وسط سن حضور  مدام داشت .برام عجیب بود که چطور به فکرش نرسیده که این مراسم فقط یک عروس  لازم داره و فیلم این طفلکی خراب  میشه بعدا ..کاشف به عمل اومد  خانم شبه عروس ،خواهر بزرگه عروس خانوم هستند!!! نکن خواهرم شب عروسی خواهرت ...گاهی قاطی میکردیم عروس کدوم یکیه بلاخره ...

 

6- رقص دو نفره عروس و دوماد که شروع شد  یک خانمی هی دور وبر  جایگاه و خیلی نزدیک و کاملا در  معرض دوربین فیلمبردار می اومد و  دستاش پر از شاباش بود ..پول ها و ایضا خودش رو همش   تکون میداد ...هی  دی  جی  تذکر  میداد  خانم عزیزم ..برید عقب تر ..خانم تو فیلم هستید .. خانم لطفا از سن برید بیرون ..ایشون هم گوش نمیکرد خیلی ..من هم هی  حرص میخوردم از  این کارش ..میدونستم چقدر بعدا میکس و درست کردن این صحنه  و دو نفره کردن رقص زحمت داره ..مشخص شد ایشون مادر   داماد بودند .. نکن عزیزم ..اون شادباش ها رو  کس دیگه ای نمی بره .. دو دقیقه صبر کن بعد  از رقص دو نفره  برو تو حلق فیلم بردار وپولا رو بده به عروس دوماد .. ..منو دق نده  اینقدر  عزیزم ...  

 

7- موهام رو دادم همسری درست کنه ..نیم ساعت اولش  با هم خوب و مهربون بودیم ..میخندیدم و  حرف میزدیم ...ده دقیقه بعدش من غر میزدم که این سیم رو از  تو چشم من  ببر  اون ور تر .. یا به پشت من  تکیه نده ...خسته میشه کمرم ...یکربع   بعدی که هیچ فرقی در  موهای من ایجاد نشد بعد از یک ساعت سشوار کشیدن !! همسر  نشست روی  تخت و دستش زیر  چونه اش گفت میشه کاریش کرد حالا!!؟ من هم گفتم الان دقیقا داری  چطوری به من کمک میکنی  شما ؟!! ناظر فنی شدی؟ ..بیا اینو بگیر دستم له شد از  درد!!! بعد هم ایشون ناامیدانه رفت پای کامپیوترش و یک ربع بعد من با موهایی زیبا و  مرتب رفتم پیشش ..میگه لا مصب ..چکارشون کردی ؟ بابا این تل های جواهر نشان!  معجزه می کنند والله ..امتحان کنید ...تمام مدت تو دلم میگفتم من مطمئنم موهات خیلی هم قشنگ میشه ... آرایشگرم  روز  تعطیل نبود  متاسفانه ...خیلی هم خوب شد که نبود ...  

 

8-  نیمدونم چرا چند ساله وقتی  عروسی میرم مثل مامان بزرگ ها برای  خوشبختی شون دعا میکنم از  ته دل و  واقعا گریه ام میگیره ...چقدر دلم میخواد  این زن و شوهرها  همیشه مثل شب عروسیشون با محبت و  مراقب هم بمونند ...  

 

بعد از یک میان برنامه کوتاه در بخش بعدی به سایر اخبار  می پردازیم ...  

ساعت دو نصفه شب ، بچه ،مادر نگون بخت رو بیدار کرده پیشم ...پیشم   ...ما هم متکامون رو زدیم زیر بغلمون رفتیم  وسط هال کنار بچه خوابیدیم ..باز  با گریه میگه پیشم ..پیشم .. از   اون اتاق  همسری تو خواب وبیدرای  میگه پیچش رو میخواد!! پیچ چیه حالا؟ خب  این بچه ما  سوزنش هر هفته روی  یک چیزی گیر میکنه  و  تا اونو بغلش نگیره نمیخوابه ..این هفته نوبت یک پیچ دراز  ده سانتی  هست که مال اسکوتر  خدا بیامرزش بوده ...من نصفه شبی  تو تاریکی  پیچ از  کجا  بیارم آخه بچه جان!! کورمال کورمال پیداش کردم و دادم دستش و  ایشون به خواب  شیرینی فرو رفتند ..صبح  همسری زنگ زده که میخوام ببرمش مهد ..کو این پیچش ..داره گریه میکنه!!! من گفتم تو رختخوابشه ...دو دقیقه بعد پسرک زنگ میزنه با گریه میگه دروغگوووووووووووووووو ..بهم دروغ گفتی ...تو تخت خوابم که نبود!! بابا یکی این پدر و بچه رو توجیه کنه که رختخواب با تختخواب فرق میکنه با هم..بهش آدرس  دادم پیدا کرد و  پدر سوخته با  لحن دلجویی میگه ببخشید بهت گفتم دزد!!!! جانننننننننن!!؟خدایا خودت منو  زنده نگه دار از دست این دو نفر!  

 

لازم به ذکره که  چ   رو بین  چ و ش  تلفظ میکنه هلوی  مامانی . 

 

یک سری تمرینات رو دارم شروع میکنم ...برای  جذب ثروت های  بی شمار مادی در کائنات ... یک تمرین چهل روزه ..از دوم تیر شروع کردم .در یک دفترچه  هر روز به مدت 40 روز  هر چی  پول دستتون میرسه رو یاد داشت کنید و به پول و حس خوب داشتنش فکر کنید ..حتی اگر  قرض بوده ..حتی اگر پول قسط هست که باید از  دست دیگه رد کنید بره ..مهم نیست ..بنویسید ..و شکر کنید خدا رو بابتش .گیس گلابتون عزیز ممنونم از  این همه  خوبی ات در  انتشار و آموزش  این درس های  کوچیک و ساده و کاربردی .. ( اول وارد سایت بشید و صفحه نخست رو از بالا انتخاب کنید .  برای مباحث ثروت و  مالی مثلا - در بخش (موضوعات وبسایت)  روی  ده گام تا ثروت کلیک کنید .می توانید با ثبت نام همه مطالب را رایگان بخوانید  بعد از اون هر وقت با نام کاربری خودتون وارد شید  مطالب  ویژه رو میتونید بخونید . برای استفاده از مطالب ویژه از منوی سمت راست  سایت گیس گلابتون  روی  ثبت نام کلیک کنید  و  عضو سایت شوید ) دیشب که دومین روز تمرینم  بود تو عروسی به من شادباش  دادند!! اونم دو برابر و نیم  مقداری که به بقیه  که کلی رقصیدند ....من....نه رقصیدم ..نه کاری کردم ..همین جوری ..طرف عشقش  کشیده بود به من بده ..بیشتر از بقیه هم بده ... ...خیلی  عالیه ..مگه نه؟ 

 

اوه همین الان هم 50 تومن به حسابم واریز شد ..یوهویی ... چکار میکنی  کائنات با من..عاشقتتتم ...  

بچه ها  جدا امتحان کنید ... الان می فهمم چرا حسی قوی به من میگه مراقب باش  حسرت کارهایی  رو نخوری که کافی بود فقط اراده کنی و برات انجام بشه  و  تو همین قدر  هم به خودت زحمت ندادی... 

  

 

برنامه های بهتری تو این زمینه ها  برای معرفی دارم به  زودی  انشالله ..من پول دادم و خریدم ..اگر صاحبش راضی بود  تمرینات رو میذارم اینجا تو وبلاگم برای همگی . 

 

مراقب خودتون باشید و تمرین رو  شروع کنید .من منتظر خبرتون هستم .  

 

 

روز  چهارم تمرین جذب ثروت کائنات  

 

 ( چهارشنبه  ۵ تیر اول صبحی    ۵۵۰۰۰ تومان ) بابا دمت گرم .. 

 

پنجشنبه  6 تیر     تا ظهر   50 تومن (10+40)

  

 

 

نظرات (39)
جمعه 19 دی 1393 ساعت 13:53
من یه مشکلی دارم اونم اینه که همیسه حسرت مراسم ها و هدایایی که واسه دخترای فامیل اوردن خانواده شوهرشون میخورم.حتی به خواهرم حسادت میکن.حلقه نامزدیمو دوست ندارم نذاشتن سلیقه خودم باشه واسه بله برون 1بلوز اوردن فقط واسم با یه سبد گل کوچیک.حالا بقیه از کیفو کفشو پارچه و کلی هدیه ودسته گل انچنانیو.... دیگه.پدر شوهرم خیلی خسیسه و 1 قرون خرج نکرد با اینکه داشت.2 تا عید بیشتر نداشتمو هدیشون سر به 40 تومنم نمیزد تازه همه خرجم با شوهرم بود.بدتر از همه فیلم عروسیم که اینقدر فیلمبردار بیشعور وناشی بودکه افتضاحه حتی 1 بارم ندیدمش. تا اخر وفقط غصه خوردمو حسرتو گریه.اونم بدون میکس 5 ساله گذاشتم کنار.فیلمبردار نفهم خیر سرش اشنای شوهرم بودو به اصرار اون رفتیم پیشش هرچند شنیده بودم کارش بده شوهرم گوش نداد.خیلی خانوادش منو به کم گرفتن.سر نامزدی حنابندون پاتختی همه چی خون منو تو شیشه کردن میخاستن مفتی تموم بشه.سر مهریه اول شوهرم مقدارو قبول کرد بعد گفت این یه دینه واسمو میترسم.منم گفتم باشه پس مراسما به میل من باشه من کمش میکنم قبول کرد.اما اونم دلخواه من نبود.اصلا نمیتونم فیلم عروسی کسیرو ببینم حالم بد میشه.پدر مادر من واسم هز همه نظر مهمونی و جهیزیه و کادو سنگ تموم گذاشتن.شب بعد عقد یه رستوران داغون با یه غذای افتضاح گرفتن.اخرم جلو اونهمه ادم به من پتو کادو دادن.اونوقت خانواده من که اول مهمونی گرفته بودن بهترین رستوران شهر بهترین غذا وسکه کادو دادن.نه که فکر کنید اختلاف فرهنگی و طبقاتی زاد داریم.نه خسیسو بی اصول بودنهمیشه حسرت خواهم خورد تا پایان عمر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزم به داشته های خودت اگر نگاه کنی کم نباید باشه ..این کار الانت فقط داره خودت رو نابود میکنه .تو رو که به زور ندادن به کسی . برای اون ها ارزوی خوشبختی کن و منتظر کسی نباش زندگیت رو بهتر کنه ..خودت بایددست به کار بشی ... ارزش آدم به میوه شب چله و قطر انگشتر و حلقه نیست .. بریز دور گذشته رو و ببین الان چه کاری از دستت بر میاد برای خودت انجام بدی ..

برکت به سمت کسی میره که سپاسگزار نعمت های قبلی باشه ..
یکشنبه 22 دی 1392 ساعت 23:36
سلام ممنونم ازتون بابت مطالب خوبتون و خوشحالم که انشالله ازتون چیزهای خوب باد بگیرم میتونم لینکتون کنم ؟ بهم خبر بدید منتظرتون هستم شاد باشید برای همیشه
امتیاز: 1 0
سه‌شنبه 18 تیر 1392 ساعت 22:01
سلام
صمیم جونم اخه یه جا تو پست عروسی نوشتی یه سی دی رو خریدی اگر صاحبش اجازه بده واسمون می گذاری من فکر کردم اون راجع به کائنات و ثروته منظورم بود از کجا خریدی
ببخشی انقدر ازت سووال می کنم عزیزم
امتیاز: 1 0
پاسخ:
عزیزکم مطالب رو خریدم برام ایمیل میشه هفتگی . سی دی نیست . هنوز نپرسیدم . میدونی فکر میکنم جواب مشخصه . ایشون زحمت کشیدند تا نتیجه اش رو ببینیند ...من شکسته بسته یک چیزایی میگم در این موردا
درس تمرین کائنات همون مطلب اصلی بود که آدرسش رو هم دادم براتون .
سعی میکنم تحلیل های خودم و تجربهه ای شخصیم رو کامل بگم براتون . نگران نباش .
شنبه 15 تیر 1392 ساعت 18:09
صمیم دوست دارم هوراااااااااااااااااااا
خیلی خوشحالم رتبه اوردی
واقعا لیاقتشو داری
یعنی عاشق نوشته هاتم

این جذب ثروتت هم عالیه خدا کنه همینطوری دستت پر و پرتر شه
عزیزم از کجا خریدی پکشو کاش بگی ما هم بخریم
ببوس خودتو تو اینه
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام.ممنونم عزیمز
خردینی نیست ..عضو سایت گیس گلابتون شدم نوشته ای ویژه رو میخونم . همین ...
فدات .
جمعه 7 تیر 1392 ساعت 20:31
سلام
انتخاب وبلاگتون رو در جشن پرشین بلاگ تبریک میکم
مبارک باشه
امتیاز: 1 0
جمعه 7 تیر 1392 ساعت 02:31
صمیم مهربانه من
امتیاز: 1 0
جمعه 7 تیر 1392 ساعت 00:12
سلام صمیم جان تبریک میگم واقعا لیاقتشو داشتید به امید موفقیت های روز افزون شما
پنج‌شنبه 6 تیر 1392 ساعت 23:55
خیلی خیلی تبریک واسه نظر سنجی.حقت بود واقعانکی
امتیاز: 1 0
پنج‌شنبه 6 تیر 1392 ساعت 21:01
سلام صمیم جان ، من خواننده جدیدتم ، وقتی دیدم وبلاگت اول شده شروع کردم به خوندنت ، الحق که خوب و ساده و قشنگ مینویسی ، قلم خوبی داری ، موفق باشی خانم
امتیاز: 1 0
پنج‌شنبه 6 تیر 1392 ساعت 18:33
سلام صمیم جان. مرسی که این درس ها رو می ذاری و ما می تونیم استفاده کنیم. راستش مدتیه منم به جذب ثروت فکر می کنم. یه سوال داشتم: روزایی که هیچ پولی به آدم نمی رسه، چطور؟ آخه دریافتی من معلومه. ممنون می شم توضیح بدی
امتیاز: 1 0
پاسخ:
جلوی اون روز صفر میذاری ...اصلا اینطور نیست که محدود باشه ..هدایای غیر منتظره ..قرضی که دندونش رو کنده بودی ! یا خیلی چیزهای دیگه میاد سمتت ..فقط روی این زوم نکن که من که درامدم محدوده ... خیلی فرق میکنه ..میبینی خودت عزیزم .
پنج‌شنبه 6 تیر 1392 ساعت 15:02
سلام تبریکـــــــــــــــــــــــــ میگم
من اولین باره اومدم اینجا
زیبا مینویسی
وقت کردی به من هم سر بزن
پنج‌شنبه 6 تیر 1392 ساعت 14:39
سلام.چقدر جالب بود این مطلب راجع به تمرین دریافت برکت.
امتیاز: 1 0
پنج‌شنبه 6 تیر 1392 ساعت 08:29
خدانکشدت صمیم!!! با این قلمت!!!!
امتیاز: 1 0
چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 17:07
تبریک :)
چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 14:42
سلام اومدم بهت تبریک بگم و اینکه حسودیم شد خوشبحالت دوسی
چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 14:21
جدی میگی صمیم؟‌
نمی دونستم منو میخونی...
چقدر خوشبختم من
چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 13:41
صمیم جون ممنون به خاطر معرفیه یه سایت خوب،الان یه کم خوندمش.مرسیییی
چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 12:50
سلام.صمیم جان خواننده خاموش وبت بودم.طرز نوشتنتو دوست دارم خیلی جالب و بانمک می نویسی نوشته هات ادمو قلقلک میده.امیدوارم همیشه شادو سلامت باشید.
امتیاز: 1 0
چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 12:22
همیشه به جشن و شادی صمیم جون
امیدوارم مغناطیس ثروتت روز به روز قویتر بشه .
من به خانم دکتر ارادت خاصی دارم و از وبشون خیلی چیزها یاد گرفتم .

با تاخیر تولد جناب همسر و یونا جون رو تبریک میگم انشاالله در کنار هم دلتون شاد و لبتون پرخنده باشه .
چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 11:04
مرسی عزیزم
باراهنماییت وارد سایت شدم
ببینیم کی بیشتر میتونه آهنربای پول باشه
امتیاز: 1 0
چهارشنبه 5 تیر 1392 ساعت 08:50
صمیم جونم همیشه به شادی خانم خوشگله.
راستی با تأخیر تولد شاهزاده کوچولو و همسر گرامی هم مبارک باشه.
امتیاز: 1 0
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 20:52
سلام صمیم جان
نزدیک به یک ساله که تقریبا همه ی پست هاتو خوندم
و از همه ی اونها لذت بردم
شخصیتت رو ندیده دوست دارم
مادری کردنت رو می ستابم
و همسر بودنت رو عاشقم! دختر
دیگه نتونستم برات ننویسم
خیلی اهل کامنت بازی نیستم
و تقریبا همه جا خاموشم
اما اینجا جای دیگریست
بوی مادری بوی همسر بودن
و بوی عاشق رندگی بودن مستت می کند بانو جان!
الهی همیشه
شاد
موفق
همسری نمونه
و مادری شایسته
بمانی

راستی باران پول هم نوش جانت!
مریم.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
عزیزم ..مرسی از تو و همه ی دوستان خوبم
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 19:55
صمیم عزیز سلام..

مکتب عشق و زندگی با جدید ترین مطالب بروز شد..

خوشحال میشم که سری به کلبه حقیرانه ما هم بزنید..

در ضمن با تبادل لینک موافق هستید؟

در صورت تمایل ما را با اسم مکتب زندگی لینک کنید..

بعد به ما هم خبر دهید تا ما هم شما را لینک کنیم..

منتظر حضور گرم و پرمهرتان هستم..
امتیاز: 1 0
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 18:50
سلام صمیم جان ، من مدتهاست که خواننده پر و پا قرصت هستم ولی تا حالا قسمت نشده بود برات کامنت بذارم. عاشق قلمت و کلا مرامت و طرز فکرت هستم. خیلی از نوشته هات استفاده میکنم و خیلی هاشون واقعا تو ذهنم میمونه از بس که شیرینه... از مطالب خوب وعالیت تشکر میکنم عزیزم... بیشتر هم بنویسی خوشحالتر میشیم :) در مورد زن داداشت که میگی همیشه حسرت اینو میخورم که کاش منم یه خواهر شوهر به این فهمیدگی و ماهی داشتم. مراقب خودت باش صمیم جان... همیشه سلامت و شاداب باشی:**
پاسخ:
ببین منو ..من مشتری پر و پا قرصت هستم از خیلی وقت پیش ..
میدونستی که ..
عاشقتم ..
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 16:42
اول از همه تولدت گل پسر و همسر محترمت مبارک. امیدوارم همیشه کنار هم شاد باشید و تندرست.
پسرهای خردادی خیلی ماه هستند. برادر من متولد خرداده و همه ی فامیل عاشقش هستن از بس گله این پسر.

بعدش هم الهی همیشه به شادی و خوشی، دلتون پر از نور و امید، لباتون همیهش خندون و جیباتون و دستاتون همیشه پر از برکت خدا
امتیاز: 1 0
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 15:55
بابا زیییییییییییییییییییییییبااااااا

ممنون بابت شیر مطالب.
امتیاز: 1 0
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 15:19
صمیم جان لینک هاکه هیچ کدوم باز نمیشن. وارد سایت هم که شدم جایی که تمرین داشته باشه پیدانکردم. رو لینک مغناطیس پول هم کلیلک کردک که معرفی یه کتاب بود. میشه بیشتر توضیح بدی. ممنون. شدیدا منتظرم
امتیاز: 1 0
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 14:52
صمیم جون من مینا هستم که ازت سولاتی درباره خواستگاری و ازدواج و اختلاف سنی پرسیدم و تو واسم وقت گذاشتی و از ته دلت واسم انرژی فرستادی !
ممنون از جوابات عزیزم میدونم که با همه وجودت راهنماییم کردی !

ازم پرسیده بودی کجایی هستم ، اون اولا که اومدم وبلاگت گفتم که مشهدیم و به طرز شگفت آوری رفتارام با آقای نامزد شبیه تو و علی جونت هست
از این به بعد اسممو میذارم مینا مشهدی که بمونم تو ذهنت
امتیاز: 1 0
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 14:49
سلام صمیم بانو. همیشه به عروسی خانم خوشتیپ. آخی دلم گرفت برای عروس و پدرش. انشالله خوشبخت بشن. مرسی که اینقدر مهربونی و مطالب مفیدتو با ما درمیون میذاری. امیدورام همیشه اسکناسها از جیبت لبریز بشه. این گل پسر نازنازی فندقیتم ببوس که هزار ماشالله خیلی دوست داشتنیه
بوووووووووووووس
امتیاز: 1 0
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 13:53
سلام صمیم جون خوبی؟
عاشق خوندن مطالبتم عزیزم
اون سایتی که گفتی Access Denied جای برای ثبت نام هم نداره
میشه دوباره آدرسشو بزاری خیلی میخوامش
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 13:31
راستی این به زودی کیه پسس برا عکس گذاشتنت؟؟
جماعتو سرکار گذاشتی؟
امتیاز: 1 0
پاسخ:
نه والله ...منو هول نکن آلیس جان ..سوخت و سوز نداره ...
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 13:28
سلام صمیم جان
خوشحالم که مثل همیشه خوشحالی
شماره یکت خیلی منو تحت تاثیر قرار داد جالب بود
لینکی که گذاشتی باز نشد به سایت گلابتون رفتم ولی نفهمیدم کدوم مطلبشو میگی؟؟؟
راستی اون برنامه هارو حتما بذارحتما به درد میخوره
منظورت چیه صاحبش راضی بود....؟
مرسی
بوووووس
امتیاز: 1 0
پاسخ:
برنامه خریدنی هست ..شاید دلش بخواد بفروشه .. و درست نباشه من سود فروشش رو کم کنم با نشر رایگان مطالب ..
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 13:04
سلام صمیم عزیز.خوبی؟من یه بار ایمیل تورو به یاسی که راجع به خونه ی بزرگ و قشنگی که آرزوشو داشتی و بهش رسیدی خوندم..اگه بدونی چقدر امیدوار شدم..چقدر انرژی گرفتم..راستش خیلی دلم میخواد یه دوستی مثل تو داشته باشم که بهم امید و انرژی بده.جون بگیرم واسه کمک خواستن از خدا و کائنات..من یه دختر 25 ساله هستم که دو ساله با کسی هستم که عاشقشم.ولی خوب شرایطی که خانواده ام میخوان سخته.این بنده خدا دونه دونه همه رو جور کرد.اما..یهو با یه مشکل بزرگ روبرو شدیم..بیکار شد.صمیم جون باور کن خودمم گیج شدم بس که با یه نقطه ی روشن امیدوار شدم و بعد هیچ اتفاقی نیفتاده.خیلی نیاز به دعا دارم.من مطمئنم کائنات کمکم میکنه ولی دیگه مثل سابق نمیتونم از ته دل بخوام از کائنات و سبک شم.انگار قفل شده همه چی..نگرانم..منواگه میشه یه راهنمایی کن.همیشه مطالبتو که میخونم دعات میکنم.چون خیلی انرژی میده بهم حرفات.ممنونم ازت.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
برو پرسش و پاسخ های گیس گلاب رو بخون ..مورد شبیه تو هم بود بین سوالات ..میدونم این مرحله رو هم رد میکنی ...مطمطئنم ..
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 12:28
لذت بردم از پستت صمیم جان
امتیاز: 1 0
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 12:22
دید دید دیدیرید دیدیریدید دید دید. همیشه به عروسی خانوم گل. منم دلم عروسی میخواد . فک کن صمیم یه بار موهامو دادم به مهدی درست کنه و سشوار بکشه بعد از یک ساعت با همون کش سر معمولی خودم محکم از پشت سر مثه این سرخپوستا بستش و با لبخند گفت به خدا اینجوری خیلی خوشگلتری و قیافه من . خانومی این صفحه گیس گلابتون برام باز نمیشه چرا ؟
امتیاز: 2 0
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 12:09
دزززززززززززززززززد !!!!!

خیلی این تیکه گل پسرت با حال بود .
امتیاز: 1 1
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 12:02
سلام
به من هم سر بزن
خوشحال میشم
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 11:58
خیلی حال میکنم که اینقده پرانرژی ای.وای پسرت چه باحاله.وای مردم صمیم جون اسکوتر خدابیامرز ؟هه هه
امتیاز: 1 1
سه‌شنبه 4 تیر 1392 ساعت 11:47
چه جالب من فکر می کردم شب عروسی عروس و داماد فقط منم که گریه ام می گیره و همش تو دلم می گم خدا کنه تا آخرش همین طوری بمونن... مخصوصا موقع خوندن خطبه عقد.... حالا عروس و دوماد هر کسی که می خواد باشه... غریبه و آشنا هم نداره...
امتیاز: 2 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد