Birthday Tickers from WiddlyTinks.com
من و همسرم عاشقانه هم را دوست داریم.
من و همسرم عاشقانه هم را دوست داریم.
صمیم-۲۹و اندی سن!- ۵ ساله ازدواج کرده-همسرشو می پرسته- عاشق تر از اونا کسی هست؟
بهمن 1388
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
آرشیو

سریال آشنایی با مادر سریال آشنایی با مادر
4 فصل کامل با زیر نویس فارسی !!
نسخه خانگی و کامپیوتری DivX
زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات)
زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 21 مرداد 1388
زندگی واقعی من


۱- صمیم اکثر مواقع وقتی خسته یا ناراحته اینو نشون میده.الکی نقش یه زن همیشه خستگی ناپذیر رو بازی نمیکنه مگه جاهایی که واقعا نیاز به حفظ روحیه طرف مقابل داشته باشه..وقتی خسته هست خیلی راحت شام یا نهار سخت درست نمیکنه ..توی خونه اونا هیچ چیز اجبار و از سر وظیفه نیست و طبیعتا کم پیش میاد که کاری از روی اجبار انجام بشه .


۲- صمیم هیچ وقت  مال من مال من  نمیکنه  مثلا درمورد مبلغ حقوقش توی خونه حرف نمیزنه بلکه این علی هست که همیشه یاداوری میکنه  که بابت کارکردن صمیم و اینکه حقوقش رو برای زندگی مشترک خرج میکنه  ممنون دار هست وپاسخ صمیم این نیست که نه بابا!! حقوق من که عددی نیست!! بلکه یه لبخند آروم  میزنه و یه تشکر دلنشین  میکنه.ضمنا اینو نشون داده که اونقدر عرضه داره که اگه لازم شد تنهایی از پس  خیلی چیزا بربیاد.


۳-صمیم هیچ وقت گله یا ناراحتی احتمالی ازخونواده همسرش رو به علی نمیگه.بلکه اول خودش  اون مساله رو حل میکنه و بعد که مدتی گذشت به صورت یه رویداد عادی و معمولی برای علی تعریف میکنه و حتی موقع انتقاد کردن هم اول بایه تعربف کوچولو صحبت رو شروع میکنه.ضمنا هیچ وقت خودش رو قاطی  مسائل خونوادگی  مادر شوهرش  اینا نیمکنه در عین حال محرم اسرار مادرشوهرشه ولی مثلا اگه مادر شوهر صمیم از دست دخترش  با  صمیم درد ودل کرده باشه صمیم هیچ وقت به روی  خواهر شوهرش  نمیاره که میدونه واینطوری همیشه احترام همه برقراره.


۴- صمیم خیلی برای روابط خصوصی اهمیت قائل هست و اصلا نمیذاره تکراری یا مسخره !! بشه.لازم هم نیست هر دفعه از تو کلاه شعبده بازیش  چیز جدیددر بیاره بلکه زمینه هاش رو تازه و سورپرایز میکنه و ضمنا هر وقت دل دو تایی شون میخواد میرن سراغ این جور مسائل!! باز هم اجبار یا نخواستن در کار نیست حتی اگه مدت ها فاصله بیفته که نمی افته!!!!! همیشه آخرین رابطه اونقدر شیرین تمو م میشه که همون جا برای رسیدن بعدی  لحظه شماری میکنن.کلا توی این مورد خیلی به نظر اون یکی اهمیت میدن و سرشون رو نمیاندازن پایین و مثل گاو!!( دور از  جون) برن تو طویله!!! خیلی هم اهل ادا و اطوار امادگی دو ساعته نیستن..پیراشکی های  کوچولو  داغش  خوشمزه ان..اگه خیلی وقت بذاری و کلی دستاتو بشوری قبلش و کلی دستمال  بندازی گردنت و موهاتو آب شونه کنی و بری مرتب روی  صندلی بشینی  برای خوردن پیراشکی  ممکنه یه پیراشکی بخوری ولی  یه پیراشکی سرد و بی مزه چون  مطمئنا  از  دهن افتاده تا اون موقع!!


۵- صمیم و علی  همیشه و همه جا پشت هم رو دارن و امکان نداره بذارن کسی حتی پدر و مادر هاشون از اون یکی انتقاد تند بکنه و علتش هم اینه که برای همه کار با هم هماهنگن و چون به کاری که کردن ایمان دارن پس  دلیلی نداره با تحقیر شدن یکی دل اون یکی خنک بشه!!!


۶-علی هیچ وقت کلید نمیاندازه در رو باز کنه بلکه اول زنگ میزنه و بعد وقتی در باز میشه اول یه بغل- ماچ  کوچولو از طرف  صمیم میشه و  بعد میاد تو خونه .( البته الان چون ممکنه یونا خواب باشه یا صمیم دستش بند کارهای کوچولو باشه علی یه در کوچیک میزنه و خودش کلید میاندازه و میاد تو ولی  اون بخش  بغل ماچش پابرجاست)


۷- علی هر وقت اولین لقمه غذا رو میخوره میدونه صمیم منتظره بگه چه جوری بود و لا مصب  این علی هم دروغ گفتن بلد نیست برای همینه که هیچ وقت تو چشم صمیم نمیگه به به عالی بود عزیزم و توی دلش بگه گندت بزنن!! صدبار گفتم این مزه ای دوس ندارم!! از علی هیچ وقت دروغ نمی شنوین.


۸- علی محاله قول الکی یا حرف دروغ بزنه حتی اگه بدونه به قیمت مردن!! صمیم ممکنه تمو م بشه.کلا این بشر خیلی رکه و توی رابطه تکلیفت باهاش معلومه. اگه از لباست خوشش نیاد میگه بهت نمیاد و وقتی میگه امشب  همه چیز محشر بود میتونی مطمئن باشی هیچ نقصی توی کارت نبوده. ولی صمیم رااستش یه وقتایی ملاحظه میکنه و تو شیکم طرف نمیره!!! و خودش به این کار میگه اداب معاشرت  .در عین حال توازن برقراره توی این مورد و دو تاخروس  جنگی به هم نمیپرن بلکه دو تا مرغ عشق!!( بگیرررررررررررر منو!!) با  هم جیک و جوک میکنن!!


۹- صمیم  هیچ وقت موقع ناراحتی حرفی نمیزنه  که بعدا  پشیمون بشه.  کلا اون جور مواقع اصلا حرف نمیزنه .نمونه اش این بود که چند روز پیش  علی سرخود  تلفن رو ورداشته بود و به مامان صمیم خیلی  خشن و رک گفته بود از دستش ناراحته و دوست نداره دیگه باهاش اینطوری  برخورد بشه و بعد هم مامان صمیم در  حال غش افتاده بود و داشت سکته میکرد از  ناراحتی که مگه من چکارررررررررر کردم!!!! خب علی یواش یواش به صمیم گفت که چکار کرده و قضیه تلفن چی بوده ..داشت رانندگی میکرد و یه موزیک ملایم هم پخش میشد.خب اون انتظار همه جور عکس العمل از ناراحتی شدید یا دعوا کردن یا گریه صمیم رو داشت ولی صمیم خیلی آروم فقط به روبرو نگاه کرد و در حالیکه یونا رو نوازش  میکرد هیچی ...دقت کنین هیچی نگفت ..جوری که بعد از  چند دقیقه علی که خیلی هم حق رو به جانب خودش  میدنست دست صمیم رو گرفت و نوازش کرد و گفت ببخشید اینقدر ناراحتت کردم..خب قیافه آدم تابلوئه دیگه که ناراحته. و بعد از چند ساعت به علی گفت همیشه دوستش داره ولی  این کارش رو دوست نداشته  چون میشد همون گلایه رو ملایم تر انجام داد و بعد هم سکوت کرد و وقتی مامان خانومی یه صمیم زنگ زد که شوهرت چرا این کار رو با من کرد صمیم خیلی کوتاه گفت لطفا با خودش صحبت کنین ولی فکر میکنم خیلی ناراحت بوده که اونطور حرف زده هر چند نباید با شما اونطور حرف میزد!!( یکی به نعل یکی به میخ)  و امیدواره که ناراحتی  مامان هر چه زودتر  تمو م بشه. کلا صمیم خودش رو قاطی مسائل علی نمیکنه ومیذاره این جور  گلایه ها رو  که خودش  شروع کرده خودش هم تمومش  کنه.


۱۰-صمیم دقیقا میدونه علی از چی خوشش میاد وچی  ناراحتش  میکنه و خب  مرض  نداره که همسرشو ناراحت کنه وبعد بگه ای  وای!! نمیدونستم !!! مثلا صمیم میدونه علی  اگه از گرسنگی هم بمیره محاله غذای سرد یا از دهن افتاده بخوره  بنابراین هیچ وقت غذایی که اونهمه براش زحمت کشیده رو  سردد نمیاره سر میز  و بعد نمیشه  گریه کنه که تو من ودوست نداشتی چون نگفتی  غذا خوب بوده!!! یا وقتی میدونه علی  سر کار موردی براش  پیش امده گیر سه پیچ نمیده که چی بوده ..بلکه شب که داره موهای  علی رو نوازش  میکنه  بهش  میگه خیلی دوست داشتم بدونم چی گل منو ناراحت کرده  و آرو م میبوستش و اون موقع دیگه فیل هم خلع سلاحه چه برسه به شوهر تودار!!!



۱۱- صمیم زبون تشکر داره حتی برای یه لیوان آبی که موقع شیر دادن  علی به دستش میده. تو خونه اونا هیچ کاری  وظیفه نیست بلکه برای همه چیز باید تشکر کرد.علی هم میدونه که اگه صمیم با همه مشغولیتش  باز هم اتاق  اون رو تمیز کرده خیلی خوشحال میشه اگه بهش بگن مرسی که اتاق منو تمیز کردی.


۱۲- صمیم عمرا اگه بذاره حرف یا ناراحتی بیشتر از چند ساعت توی دلش بمونه ..خیلی ملایم یا اگه لازم باشه قاطع تر مساله ر و حل میکنه با طرف.ضمنا همش  هم نمیگه مامانم ..خواهرم... داداشم..بابام.... بلکه در  عمل نشون میده هر کسی جایگاه خودش رو داره  و انتتظار بیهوده ای  هست اگه طرف بخواد صمیم فقط و فقط برای اون باشه. این طرف  میتونه هر کسی باشه.


۱۳ - صمیم و علی به پرایوسی هم خیلی احترام میذارن. صمیم  محاله اس ام اس نصفه شب علی رو بخونه  حتی ا گه گوشی  علی یه روز  کامل خونه جا موند ه باشه ( حتی کنجکاوی هم ممنوعه چه برسه به شک داشتن!!) و علی  هم محاله علیرغم داشتن ایمیل مشترک  و پسورد  ایمیل های  صمیم  رو حتی  باز کنه...  علی با اینکه  عابر  کارت صمیم  همیشه دم دسته محاله بره تو سایت یا از دستگاه موجودی بپرسه و صمیم تا حالا نشده بدون اجازه دست توی جیب  همسرش  کنه حتی اگه خودش بگه برو  فلان چیز رو بردار!!!  حریم خیلی برای  این دو اهمیت داره


۱۴- اینجوریا هم نیس که این دو تا دو به دقیقه دور هم بگردن.خودتون میدونین دیگه چقدر لوس  میشه. ناراحتی هم مسلما هست .گله هم هست کم توقعی هم پیش میاد ولی  مهم اینه که   وقتی ناراحت میشن از هم نمیان مثلا ماجرای مربوط به  ناراحتی دوران عقدشون رو بکشن وسط و هی بکوبن تو سر طرف و یا یهو بپرن وسط بحث  یقه فامیل هم  رو بگیرن بیارن وسط و بگن اا اگه من اینطوریم اون مامانت یا خالت که بدتره...نه ! یه وقتایی بوده که من هم تنهایی گریه کردم و  هر چی منتظر موندم علی نیومده پیشم نوازشم کنه وخب بعدش که بیشتر فکر کردم میدیدم اونم ناراحت بوده  و حسش نمیومده. من آدم گریه اویی نیستم و تجربه بهم ثابت کرده گریه کردن خانم ها ممکنه چند بار اول خیلی خوب جواب بده ولی کم کم طرف عادت میکنه به گریه های زنش و از اون طرف خانوم هی دوز و سوز و گدازش رو میبره بالاتر و اینجوری دیگه اگه واقعا هم بمیره طرف میگه خودش  خوب میشه..ولش کن!! من قبلنا  یعنی اون اول ها وقتی ناراحت بودم قیافه میگرفتم و حالت قهر بود صورتم در حالیکه واقعا قهر نبودم ولی بعد فهمیدم بهتره حسم رو بگم و  البته نگم تو نباید این کاررو میکردی بلکه کم کم فهمیدم که بهتره بگم من خیلی دوست داشتم اینطوری  میشد یا من از این مساله ( نه از تو) ناراحتم و  دوست دارم اینجوری باهام رفتار بشه( تا حد ممکن از  افعال مثبت استفاده میکنم)

تنها دعوایی که  توی  همه این شش سال یادمه اتفاق افتاد و من خیلی شوکه شدم و دیگه هیچ وقت هیچ کدوم اون رفتار رو تکرار نکردیم  این بود که یه شب نمیدونم سر چی  من به علی گیر دادم و اونم آستانه تحملش بخاطر خستگی  اومده بود پایین و  وسط صدای بلند من ( که این یکی خیلی علی رو اذیت میکنه و  میدونم هیچ وقت نباید بلند باهاش حرف بزنم) عصبانی شد و رفت تو اشپزخونه اب بخوره که یهو بخارپز که روی  اپن بود رو برداشت و کوبوند زمین!!!!!! وای خدای من! چشم های جفتمون  گرد شد یه لحظه و سینه علی از شدت عصبانیت بالا پایین میرفت...و با چشم های خون آلود!!!!! به من نگاه میکرد و خودش هم باورش  نمی شد....میدونین تنها کاری که تونستم انجام بدم چی بود؟ رفتم طرفش و تا اومد عکس العمل نشون بده محکم بغلش کردم و سرش رو بین دستام گرفتم و نوازشش کردم و تو گوشش گفتم بمیره صمیم که بخواد تو رو اینقدر ناراحت ببینه.... یه معجزه بود اون کار..یه نیرویی  همه عصبانیت ها و ناراحتی ها رو برد خیلی دور ..خیلی دور از ما ...و بغل هم آروم شدیم  و فقط بهش گفتم مگه نمیدونی من رو وسیله خونه اصلا حساس نیستم..پس دیگه به خودت ضرر نزن...و بوسه هایی بود که رد و بدل میشد و  گرم و گرم تر میشدیم.... خوشبختانه او ن بخارپز هیچیش نشد حتی ترک هم برنداشت و موتورش هم عالی مثل اول موند..ولی فهمیدم خانم محترم !! صمیم خانوم!!!! شوما نباید  شوهرت رو به این حد برسونی و  اگه تکرار شه چه تضمینی هست که خدایی نکرده دست روی هم بلند نکنین و حرف نامربوط نزنین؟..اون قضیه برای من کلی درس داشت با خودش ..چون ما هیچ وقت حتی موقع ناراحتی به هم حرف بد نمیزنیم و مثلا حتی احمق!!! هم به هم نمیگیم  واون مساله یه شوک بودانگار و دوتایی به هم قول دادیم هیچ وقت نذاریم طرف مقابل به اون حد از ناراحتی برسه . به قول معروف سری که درد نمیکنه رو چرا دستمال ببندم؟


۱۵- ما هر شب توی بغل هم یا  مثل الان که بچه داریم و نمیشه خیلی روی ساعت خواب بودنش حساب کرد !!!! کنار هم میشینیم و در مورد روزمون با هم حرف میزنیم.کلا حرف زدن همسرانن با هم خیلی عالیه تو صمیمیتشون و اینطوری  حس  میکنیاون قدر طرف برات ارزش قائل هست که حتی مسایلی که نمیتونی کمک کنی رو هم بهت میگهو میدونی الان تو چه موقعیتی هست همسرت.


۱۶- گفتن این قسمت برام خیلی راحت نیست ولی دوست دارم این رو هم  بگم که من همیشه به علی ثابت کردم که برام بیشترین اولویت رو داره تو زندگی. مثلا فک کن پسرک خوابیده و علی منو بغل میکنه و دستشومیندازه دور کمرم و شروع میکنه به بوسیدن من..خب یهو بچه از خواب بیدار میشه..من به راست یا غلط بودن کارم کاری ندارم چون از نظر خودم درست هست..اینجور مواقع من زوداز جام نمیپرم و شوهرم رو با یه بغل خالی و سرد تنها نمیذارم ..یه وقتایی توی گوشم زمزمه میکنه نرو...بمون یه کم دیگه بمون پیشم ...خب نق نق  بچه اون موقع مثل تیر تو قلب منه و زجر میکشم ولی میمونم تو بغل علی و گرم تر از قبل میبوسمش..جالبه که تعجب میکنه وتو چشماش برق شادی رو میبینم ...من میگم حالا فوق فوقش بچه یه دقیقه هم گریه کرد با نق نق کرد ...آسیبی که نمیبینه با این یکی د وبار...ولی رابطه من ووهمسرم که اونهمه براش داریم زحمت میکشیم نمیخوام کمرنگ شه و به بچه به چشم یه موجود مزاحم نگاه بشه...چه خودم چه اون...شاید بگین وا!!!! خب درک میکنه که بچه الان مادر میخواد ...ولی درک میکنم من که همسر هم ممکنه همون لحظه همسرش رو بخواد نه پنج دقیقه بعدش...


۱۷ -دلقک بازی من تو خونه محاله کم بشه ..بهم ثابت شده که این زن های شق و رق و خیلی دیسیپلینی  حوصله شوهراشون رو سر میبرن..بابا چه اشکالی داره مثلا وقتی همسرت داره نی نی رو ناز نیکنه تو هم بپری بغل نینی بخوابی و بگی بابایی من ..من ..و اون با خنده تو رو هم ناز کنه و دست رو کله ات بکشه و بگه نازم  ..عزیزم...کپه بذار تو..بذار بچه لالا کنه..( غشششششششششش میکنیم از خنده خودمون دو تا)بارها علی بهم گفته عاشق بامزه بازیها و  شیطونی های منه و وقتی ناراحتم از   درجه جدی بودنم میفهمه قضیه چقدر عمق داره!!!!! شادی جزو جدا نشدنی زندگی باید باشه و خوشبختانه برای ما هست.


۱۸- فعلا چون فرصت زیادی نیست و این نی نی ما هر لحظه ممکنه بیدار شه این پست رو همین جاتموم میکنم ولی هر وقت چیزهای بیشتری به ذهنم رسید مینویسم براتون تا باز یه عده با دهن باز نپرسن وا صمیم!!!! یعنی تو هیچ وقت با شوهرت قهر نمیکنی و وقنی میگم نههه!!! یه دو تا فحش بارم میکنن که دروغگوی کثیف!!!!!این اراجیف رو ننویس دیگه٬!!!!!

آخه قهر یعنی چی وقتی یه دقیقه بعدش ناراحتی رو مثل دو تا آدم بزرگ با عقل میتونیم با هم مطرح کنیم و حلش کنیم؟ فحش چرا وقتی طرف میبینه تو عصبانیت باز هم ملاحظه حرف زدنت روداری و کینه چرا وقتی مجالی براش  نیست چون همیشه همه گلایه ها  با مهربونی مطرح میشن وحل میشن....


۱۹- البته باز هم میگم آرامش ذاتی همسر من و  منطقی و منصف بودنش  دلیل خیلی از  این خوشبختی های زندگی ماست و ممکنه با همین کارهای من مثلا یه زندگی دیگه باا یه همسر دیگه اصلا اینطوری  نشه و فرقی نکنه...تو شرایط و بسته به خصوصیات اخلاقی خودمون باید خوشبختی رو بیاریم تو زندگیمون...


۲۰-الهی همیشه ته ته دلتون حس کنین خوشبخت ترین  و شادترین آدم های دنیا هستین  و هر لحظه خدا رو بابت اینهمه ارامش تو زندگی هامون شکر  کنیم.




برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 600730


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
مرداد   ۸۳ ازدواج کردیم و زیر یه اسمون با هم موندیم برای همیشه و   خرداد 88 شبهای  این اسمون پر از ستاره های الماسی شد و روزهاش گرم از حضور یه خورشیدک کوچولو .....پسرک من که مثل اسمش نعمتی بود از جانب خدا...
اسم این وبلاگ باور قلبی من و همسرمه و توش از تجربیاتم میگم و خاطره  هامون .اینجا فقط حقیقت  میخونید.
شناسنامه کامل من...
Photo Albums at WiddlyTinks.com
Photo Tinks by WiddlyTinks.com